25 دی
حفظ مشتریان فعلی مفیدتر از جذب مشتریان جدید است

حفظ مشتریان فعلی مفیدتر از جذب مشتریان جدید است

منتشرشده در مقالات FMT

برخی اوقات در جریان برنامه‌ریزی برای رشد کسب و کار، دارایی‌های فعلی را فراموش می‌کنیم و به جذب منابع جدید متوسل می‌شویم.

 

جذب مشتری جدید یکی از استراتژی‌های قدیمی و مشترک شرکت‌ها برای گسترش بازار و کسب و کار است. آن‌ها در ابتدای هر برنامه‌ریزی برای توسعه، روش‌های تبلیغات و بازاریابی را برای پیدا کردن مشتریان و خریداران جدید مد نظر قرار می‌دهند. اما اگر بدانیم همه‌ی منابع مورد نیاز برای رشد در حال حاضر در شرکت وجود دارند، آیا باز هم به دنبال جذب منایع جدید می‌رویم؟

 

تحقیقات نشان می‌دهند هزینه‌ی جذب مشتری جدید پنج برابر حفظ مشتری‌های قبلی است. از همین آمار ساده می‌توان نتیجه گرفت که حفظ مشتری، پتانسیل رشد بیشتری برای هر کسب و کاری دارد. اما برای رشد به این سبک به چه مواردی نیاز است و چه راهکارهایی‌ باید در پیش بگیریم؟ 

جذب مشتری یک نبرد دشوار است

برای این که فردی را قانع کنیم محصول یا خدمات ما را خریداری کند، راه سختی پیش رو داریم. آن‌ها ابتدا باید فلسفه و هدف شرکت ما را درک و به آن اعتماد کنند. در درجه‌ی بعدی باید محصول را به‌خوبی به آن‌ها معرفی و برای آن تبلیغ کنیم. پس از این مراحل، تنها پنج تا ۲۰ درصد احتمال دارد که مشتری جدید به خریدار ما تبدیل شود. همه‌ی مراحل گفته‌شده نیازمند هزینه هستند و در صورت جواب نگرفتن، خسارت زیادی به ما تحمیل خواهند کرد.

اما فروش به مشتریان قبلی و خریداران وفادار، به‌مراتب آسان‌تر است. آن‌ها فلسفه و فرهنگ شرکت را درک کرده‌اند. طبق آمار، احتمال خرید محصول جدید توسط آن‌ها ۶۰ تا ۷۰ درصد است. در نتیجه با هزینه‌ای بسیار کمتر از جذب مشتری جدید، می‌توان محصول جدیدی برای مشتری‌های دائمی طراحی کرد و علاوه بر تمرکز بر حل مشکلات آن‌ها، گسترش شرکت را نیز پی گرفت.

customer

نیازهای مشتریان فعلی فراموش نشود

با تمرکز روی جذب مشتری جدید، فرصت برای حل مشکلات دیگر مشتریان قبلی از بین می‌رود. شما تمام زمان خود را صرف افرادی خواهید کرد که وجود ندارند و در عین حال، افرادی را که به شما اعتماد کرده‌اند، با نیازهایشان تنها خواهید گذاشت.

با برآورده نکردن نیازهای مشتریان قبلی، وفاداری آن‌ها را از دست خواهید داد. این در حالی است که اگر آن‌ها به این نتیجه برسند که کسب و کار شما به فکرشان است، به‌صورت داوطلبانه برای آن تبلیغ خواهند کرد و بدین ترتیب با هزینه‌ای پایین، بازاریاب خواهید داشت.

پردازش داده، ابزار مفید حفظ مشتری

استفاده از داده‌های آماری یکی از مفیدترین راه‌های حفظ مشتری است. شما با مطالعه‌ی رفتار مشتریان، نیازهای پیشین آن‌ها، دلایلشان برای خرید محصولتان و همچنین نیازهای برطرف‌نشده، می‌توانید محصولات و خدمات جدید را به‌منظور بهبود تجربه‌ی آن‌ها توسعه دهید. راه اصلی جمع‌آوری این داده‌ها، گرفتن بازخورد و نظرسنجی از مشتریان است.

با پیدا کردن نیازهای برطرف‌نشده، می‌توانید با همکاری شرکت‌هایی با اهداف مشابه، محصولاتی اشتراکی تولید کنید و مشتریان را بیش از پیش راضی نگه دارید. نکته‌ی دیگر این است که از مشتریان در مورد تجربه‌ی استفاده از محصولات بپرسید. به احتمال زیاد برخی از امکانات و قابلیت‌های محصول شما فایده‌ای برای آن‌ها نداشته و استفاده نشده‌اند. دلایل این استفاده نشدن را بپرسید و سعی کنید به‌روزسانی یا محصول جدیدی برای آن عرضه کنید.

در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که جذب مشتریان جدید نباید به‌طور کامل از چشم‌انداز بازاریابی شما حذف شوند. در واقع تلاش برای وفادار کردن مشتریان فعلی، به‌نوعی بازاریابی برای جذب مشتریان جدید نیز هست؛ چرا که مردم عادت دارند محصولات خوب و باکیفت را به هم معرفی و یکدیگر را به خرید آن‌ها تشویق کنند.

 

منبع: زومیت

20 دی
شکل گیری زنجیره ارزش در کسب و کارها

شکل گیری زنجیره ارزش در کسب و کارها

منتشرشده در مقالات FMT

شکل گیری زنجیره ارزش:

  • فعالیت هایی که باعث شکل گیری زنجیره ارزش می شوند را می توان به سه بخش تقسیم کرد:
  • فعالیت های مرتبط با درست کردن چیزی، طراحی، خرید مواد خام، ساخت وفعالیت هایی از این دست
  • فعالیت های مرتبط با فروش چیزی، جستجو و یافتن مشتری، داد و ستدهای فروش، توزیع محصولات و یا انتقال خدمات پشتیبانی عملیات نظیر منابع انسانی، زیرساخت ها و توسعه فناوری.

با بهره گیری از نظریه و راه کار زنجیره ارزش ما می توانیم بفهمیم که چگونه بخش های یک کسب و کار با هم هماهنگ می شوند. یک مدل کسب وکار ممکن است با هدف طراحی محصولی جدید برای نیازهای پیش بینی نشده تهیه شود و یا ممکن است بر روی راه های بهتر تولید، فروش یا توزیع محصولات و خدمات تمرکز کند.

یک مدل کسب وکار جدید و خوب اغلب اوقات حاصل ترکیب عناصری از هر دو طرف است و مزیت های رقابتی مختلفی را به همراه دارد. که فراتر از یک محصول جدید یا یک فرآیند بهینه سازی در جریان زنجیره ارزش است. به عنوان مثال مدل کسب و کار ابداعی شرکت تویوتا که در برابر رقبای بزرگی همچون فورد و جنرال موتورز موفقیت بزرگی به حساب می آمد بر پایه ابتکار و تنوع در زنجیره ارزش های مختلفی همچون توسعه محصولات، مدیریت فروش و ساخت بود.

مدل کسب وکار شرکت وال مارت نیز بر اساس موقعیت فروشگاه ها، طراحی آنها و مدیریت لجستیک بود. واژه مدل کسب و کار، در فضای دات کام ها مورد استفاده بیشتری قرار گرفت و عمومیت یافت. دات کام های بسیاری که تقریبا از اواسط دهه نود فعالیت خود را آغاز کرده بودند در مسیر تغییر مدل های کسب و کار خود برآمدند. ولی با این وجود متاسفانه بیشتر آنها از گردونه رقابت خارج شدند.

مدل کسب و کار چیزی جز آشکارسازی راهبردهای یک شرکت نیست. طبق گفته ان ماگارتا مدل کسب وکار و فناوری رقابتی با هم پیش می روند. یک فناوری رقابتی توصیف کننده این است که یک کسب و کار چگونه می تواند فعالیت هایش را بهتر از رقبا انجام دهد. سازمان ها وقتی می توانند به کارآیی بالایی برسند که سایر شرکت ها قادر نباشند به آسانی از آن نسخه برداری کنند.

زمانی که تمامی شرکت ها محصولات و خدمات یکسانی را با شیوه های مشابه مشتریان یکسانی ارائه می کنند ساختار آن صنعت تا حد زیادی غیرجذاب خواهد شد. با صراحت تمام می توان گفت که این یک نوع رقابت مخرب است که بسیاری از خرده فروش ها را در اینترنت به سوی نابودی هدایت می کند، کسانی که با مدل های کسب و کار یکسان به سوی بازار حمله می کنند. آنها هیچگونه تلاشی برای متمایز ساختن خدمات خود در مورد مشتریها و بازارهایی که وجود دارند، محصولات و خدماتی که ارائه می دهند و ارزش افزوده ای که باید داشته باشند، نمی کنند.

تعداد کمی همچون eBay که موفقیت هایی را کسب کرده اند در واقع تصمیم گرفتند کسب و کار خود را به شیوه متفاوتی دنبال کنند. به طور خلاصه یک مدل کسب وکار خوب فقط نباید قدرتمند باشد بلکه باید منحصر به فرد نیز باشد.

 

منابع:

میرقربانی گنجی، سید موسی (1392). "تدوین مدل کسب و کار، تبدیل طرح ها و ایده های شرکت به ارزش های اقتصادی". مدیریت صنعت هوشمند، سال 16، شماره 11-12

  1. استراتژی رقابتی، مایکل پورتر، ترجمه مجیدی و مهرپویا، انتشارات رسا.
05 دی
استراتژی هوشمندی کسب و کار

استراتژی هوشمندی کسب و کار

منتشرشده در مقالات مدیریت

طبق مطالعات شرکت IBM درباره مدیران IT در سال 2009، هوش تجاری و پایگاه داده تحلیلی اولویت نخست مدیران IT است. به نظر می رسد رهبران کسب و کار و فناوری اطلاعات به خوبی توانایی این فناوری را در افزایش کارآیی، دستیابی به اهداف، افزایش توان دید و همچنین افزایش توان اخذ تصمیمات درست جهت دستیابی به فرصت های جدید، درک نموده اند.

اما با این حال هنوز بسیاری از سازمان ها در حال بررسی برای پیاده سازی استراتژی های طرح های ابتکاری BI هستند که با بهبود سطح دسترسی به اطلاعات مورد نیاز سازمان، سبب بهبود کسب و کار گردد. پس از گذشت دهها سال از ایجاد زیرساخت های فناوری اطلاعات و انباشت اقیانوسی از انبوده داده ها به نظر می رسد بسیاری از سازمان ها خود را در سیلویی از دانش می بینند که پایش آن برایشان مشکل، درک آن پیچیده شده و محدود به توانایی و بینش آنان شده است.

مطابق نظرسنجی Computerworld تنها 14% از سازمان ها توانسته اند بین استراتژی ها و اجرای این فناوری ها ارتباط برقرار نمایند.

در همان مطالعه 67% این سازمان ها سه کمبود زمان، منابع و بودجه را علت این پدیده ادعا کرده اند.

مطابق گزارش تحقیق TDWI نیز میزان پذیرش کاربران از این فناوری فقط 24% بوده است.

چرا چنین اختلافی بین نیاز کسب وکار و توانایی پاسخگویی هوش تجاری به این نیاز وجود دارد؟ اگر BI حقیقتا اولویت بالا دارد چطور ممکن است که مشکلات بودجه ای و منابع داشته باشد؟ چرا در شرکت هایی که شروع به اجرای BI نموده اند سطح پذیرش کاربران بسیار پایین است؟ و چطور ممکن است که BI اولویت نخست باشد ولی تا این حد موفقیت در آن کم باشد.

ما به این نتیجه رسیده ایم که دلیل آن این است که اغلب پیاده سازی های هوش تجاری صرفا توجه به مسائل تکنولوژی داشته اما چالش های موجود سر راه، فراتر از مسائل تکنولوژیکی است و اغلب آنها در واقع ماهیت غیرفنی داشته و به مواردی غیر از برنامه BI بر می گردد. در گفتگو با متخصصان سازمان های مختلف سراسر جهان، ما به این نتیجه رسیده ایم که بیشتر موانع بزرگ در این مدت شامل موارد زیر است:

عدم وجود استراتژی مشخص-وقتی شما ندانید که به چه میخواهید برسید شما هرگز به آن نخواهید رسید.

عدم وجود معیارها و یا شاخص هایی که بتوان موفقیت را اندازه گیری نمود، نبودن مدل کسب و کار و توجیه قابل نمایشی از ارزش آن

سیاست و فرهنگ نیز به راحتی با پذیرش کم مدیران، پذیرش کم کاربران و توانایی ایجاد تغییرات سبب خروج پروژه از مسیر می شود.

عدم وجود ساختار سازمانی مناسب برای هوش تجاری، با تاکید بر ارتباطات، جهت پیشنهاد مهارت ها و مدیریت برنامه ها و انجام حرکت های لازم.

راه حل های اجرا شده جزیره ای و مجزا و پر هزینه بوده بدون ارائه اطلاعات قابل اطمینان لازم و بازگشت سرمایه وعده داده شده.

به عبارت دیگر موانع اجرای موفق BI صرفا ماهیت تکنولوژیکی ندارند و در واقع اغلب اجتماعی و مربوط به درون سازمان می شوند و نتیجتا یک طرح ابتکاری BI می تواند به راحتی توسط این عوامل از مسیر خارج و به علت ارزش کم ایجاد شده و رفتار ناجور خود حرکت خود را در سازمان از دست بدهد.

پروژه هایی که موفق بوده اند اغلب حاصل یک ترکیب موفقیت آمیز از سه عامل افراد، فرآیندها، استراتژی های تکنولوژی بوده اند و بدون وجود این اجزاء دستیابی به موفقیت در استفاده از تکنولوژی بسیار مشکل خواهد بود.

 

منابع: ترجمه شرکت راهکارنما

International Business Machines (IBM) (2009 March). “How Smart HR departments win with Business Intelligence?”

02 دی
مدل کسب و کار؛ فاکتور تجاری مهم و مکمل محصول خوب

مدل کسب و کار؛ فاکتور تجاری مهم و مکمل محصول خوب

منتشرشده در مقالات مدیریت

یک کسب‌و‌کار به مشتری‌های هیجان‌زده احتیاج دارد؛ به این معنا که آن‌ها علاوه بر تکنولوژی که محصول را بر پایه آن درست کرده‌اید، باید مدل کسب‌و‌کار را نیز دوست داشته باشند.

 

کارآفرینان سخت تلاش می‌کنند تا با استفاده از نوآوری راه حل‌های خلاقانه ارائه دهند و بر این باور هستند که با تولید یک محصول منحصربه‌فرد، می‌توانند مشتری‌های زیادی جذب کنند. اما واقعیت این است که یک کسب‌و‌کار برای رسیدن به موفقیت علاوه بر محصول عالی باید مدل، بازاریابی، قیمت‌گذاری مناسب و مشتری‌های هدف داشته باشد. درواقع بسیاری از کارآفرینان باتجربه بر این باور هستند که ساختن یک مدل کسب‌و‌کار بسیار سخت‌تر و ضروری‌تر از ساختن محصول است. برای انجام چنین کاری به دانش و مهارت‌های متفاوت نیاز است به همین دلیل توصیه می‌شود که بهتر است هر استارتاپبیش از یک بنیان‌گذار داشته باشد. یکی از آن‌ها باید در مهارت‌های تکنیکال تخصص و دیگری در زمینه‌ی ساختن مدل کسب‌و‌کار تجربه داشته باشد.

استارتاپ‌های زیادی وجود دارند که محصولات فوق‌العاده خوبی به بازار عرضه می‌کنند؛ اما نمی‌توانند حتی یک عدد از محصولات خود را با قیمت معقول به فروش برسانند. اگر قیمت‌گذاری و شناسایی مشتری به‌درستی انجام نشود استارتاپ شکست خواهد خورد. در دنیای سرمایه‌گذاری، به این کار ساختن مدل کسب‌و‌کار می‌گویند. مدل کسب‌و‌کار با ارزیابی فرصت‌ها (شناسایی مشتری‌هایی که حاضرند برای حل مشکلات خود پول پرداخت کنند) و به همان شیوه‌ی ارزیابی راه حل‌ها آغاز می‌شود. در ادامه‌ی این مقاله‌ به بررسی راه‌های پیشنهادی برای ساختن مدل کسب‌و‌کار می‌پردازیم.

idea

۱- راه حل خود را با مشتری‌های واقعی ارزیابی کنید

اغلب مشتری‌ها از این شاکی هستند که رویکردهای ارائه‌شده قابل درک یا یکپارچه نیستند و ترجیح می‌دهند از راه‌ حل‌های قدیمی و آشنا استفاده کنند. قیمت محصولی را که تولید کرده‌اید، تخمین بزنید و کمی سود به آن اضافه کنید. به یاد داشته باشید محصولاتی که بیش از اندازه گران باشند موفق نخواهند شد و محصولاتی که بسیار ارزان باشند مورد توجه قرار نخواهند گرفت. سعی کنید قیمت محصول را با توجه به قیمت رقبا و در نظر گرفتن شرایط بازار تعیین کنید.

۲- ثابت کنید راهکار شما مشکلات را حل می‌کند

بعد از آماده شدن نسخه‌ی آلفا یا نمونه‌ی اولیه‌ی محصول، آن را به مشتری‌های واقعی عرضه کنید و واکنش آن‌ها را بسنجید. سپس از آن‌ها بازخورد بگیرید و سعی کنید ضعف‌های محصول را جبران کنید. اگر محصول تولیدی نتواند به‌خوبی کار کند یا مشکلات را از بین ببرد، هیچ مدل کسب‌و‌کاری نمی‌تواند شما را نجات دهد.

۳- استراتژی بازاریابی خود را نهایی کنید

حال زمان آن رسیده است که مدل کسب‌و‌کار خود را به گروه خاصی از مشتری‌ها عرضه کنید. فراموش نکنید که این کار تنها ارائه دادن محصول به عده‌ی خاصی نیست؛ بلکه باید از تمامی عناصر قیمت‌گذاری، بازاریابی و حمایت نیز برخوردار باشد. در این مرحله اگر شرایط مطابق پیش‌بینی پیش نرفت، هنوز شانس این را دارید که بعضی موارد را تغییر دهید.

idea

۴- مدل خود را با صنعت و سرمایه‌گذاران امتحان کنید

هر کسب‌وکاری برای پیشرفت خود باید از طرف افراد باتجربه ارزیابی شود و بازخوردهای بی‌طرفانه بگیرد. این کار همچنین باعث شبکه‌سازی و افزایش ارتباطات می‌شود و صاحبان کسب‌و‌کار را با کانال‌های فروش آشنا می‌کند. همچنین صحبت کردن با سرمایه‌گذاران باتجربه، اطلاعات خوبی در اختیار بنیان‌گذار استارتاپ قرار می‌دهد.

۵- برنامه‌ی آزمایشی خود را در یک محدوده‌ی جغرافیایی اعمال کنید

پیاده‌سازی مدل آزمایشی روی تعداد محدودی از مشتری‌ها، بهترین راه برای ارزیابی مدل کسب‌و‌کار است. به‌عنوان مثال محصول خود را در یک شهر یا یک مغازه ارائه کنید و مواردی مانند کیفیت و قیمت‌گذاری را بسنجید. این کار چشم‌انداز خوب و سریعی از عملکرد محصول در بازار ارائه می‌دهد. بعد از این کار می‌توانید تمام نواقص و مشکلات محصول را برطرف و آن را یک بار دیگر آزمایش کنید تا جایی که برای ارائه‌ی نهایی آماده باشد. راه‌اندازی کمپین‌های تبلیغاتی را برای زمانی بگذارید که محصول از هر نظر آمادگی ورود به بازار را داشته باشد.

۶- از مشتری‌های اولیه بخواهید مرجعی برای محصول باشند

سعی کنید توجه بیشتری به اولین مشتری‌های محصول داشته باشید و از آن‌ها بخواهید محصول شما را به اعضای خانواده و دوستان خود تبلیغ کنند. اگر نتوانستید رضایت آن‌ها را جلب کنید، یعنی در آینده نیز به مشکل برخورد خواهید کرد و بهتر است به فکر راه حلی برای این موضوع باشید.

۷- در رویدادها و دورهمی‌ها شرکت کنید

تمام کسب‌وکارهای نوپا به حضور مثبت و بازخورد گرفتن از دیگران احتیاج دارند تا بتوانند مدل کسب‌وکار خود را ارزیابی کنند. همچنین مدل محصول باید در چنین جوامعی ارائه و در مقابل سایر رقبا ارزیابی شود. شرکت کردن در رویدادهای مرتبط، یکی از راه‌های بازاریابی و معرفی محصول نیز به شمار می‌رود.

مدل کسب‌و‌کار می‌تواند نسبت به ویژگی‌های محصول مزیت رقابتی بهتری باشد؛ البته عکس این موضوع نیز صادق است و می‌تواند بزرگ‌ترین ریسک کسب‌وکار باشد. اغلب کسب‌وکارها تمرکز اصلی خود را روی محصول می‌گذارند و برای جزئیات مدل کسب‌وکار ارزش کم‌تری قائل هستند. اگر خودتان و سایر اعضای تیم، برای توسعه‌ی مدل کسب‌وکار کمتر از توسعه‌ی محصول زمان بگذارید، می‌توانید تنها ۵۰ درصد آمادگی لازم برای ورود به دنیای واقعی تجارت را کسب کنید. برنده شدن در بازار رقابتی با کسب تنها ۵۰ درصد آمادگی بسیار سخت خواهد بود.

 

منبع: زومیت

21 آذر
۱۰ کتاب برتر کسب‌ و کار در سال ۲۰۱۷

۱۰ کتاب برتر کسب‌ و کار در سال ۲۰۱۷

منتشرشده در مقالات FMT

فهرست بهترین کتاب‌های کسب‌وکار امسال نشان می‌دهد که فرهنگ‌ سازمانی و تجربه‌ی مشتریان، مفاهیمی هستند که روزبه‌روز اهمیت بیشتری برای شرکت‌ها پیدا می‌کنند.

 
 

درحالی‌که به پایان سال ۲۰۱۷ نزدیک می‌شویم، نشریه‌ی فوربز فهرستی از ۱۰ کتاب برتر کسب‌وکار منتشرشده در سال جاری را اعلام کرده است. موضوع این کتاب‌ها، طیف گسترده‌ای از بخش‌های مختلف کسب‌وکار، از خدمات مشتریان گرفته تا بازاریابی را شامل می‌شود. برخی از نویسندگان این کتاب‌ها، در لیست برترین‌های نیویورک‌تایمز قرار دارند.

۱- تجربه‌ی مشتریان به سبک نوردستروم، نویسندگان: رابرت اسپکتور و برین ریوز

برترین کتاب این فهرست، نسخه‌ی به‌روزشده و کاملاً متفاوتی از کتاب نوردستروم، خرده‌فروشی مشهوری است که در دهه‌ی ۹۰ میلادی، عنوان برترین ارائه‌دهنده‌ی خدمات مشتریان را از آن خود کرده بود. این کتاب روش‌هایی مدرن و نوآورانه برای فراهم کردن تجربیات عالی مشتریان، شرح می‌دهد.

 ۲- مثل آمازون باشید، نویسندگان: جفری آیزنبرگ و برایان آیزنبرگ

این کتاب هم در مورد یکی دیگر از خرده‌فروشان مشهور جهان است؛ اما این بار برندی که به‌خوبی آن را می‌شناسید. همان‌طور که از نام کتاب پیدا است، نویسندگان برخی از استراتژی‌های موفق آمازون را شرح داده‌اند و همچنین توضیح داده‌اند که چگونه هر کسب‌وکار، می‌تواند از این استراتژی‌ها استفاده کند.

۳- سازمان پیش‌بینی‌گر، نویسنده: دنیل بوروس

در دنیای کسب‌وکار، شما گاهی می‌دانید که حتماً به‌زودی اتفاقی رخ می‌دهد. بوروس این وقایع را «روند سخت» می‌نامد که در برابر «روند نرم»، یعنی اتفاقاتی که وقوع آن‌ها محتمل است قرار می‌گیرند. شرکت‌ها و کارمندان، می‌توانند یاد بگیرند که این روندها را از یکدیگر تشخیص دهند و از مزایای برآوردهای خود، بهره‌مند شوند. سازمان‌های پیش‌بینی‌گر با استفاده از همین دانش موفق می‌شوند حتی در دوره‌های اختلالات و آشفتگی‌های بازار، به رشد خود ادامه دهند.

Entrepreneurial You

۴- کارآفرینی شما، نویسنده: دوری کلارک

کارشناسان خواندن این کتاب را برای کارآفرینان ضروری می‌دانند. کلارک در این کتاب مدلی را برای کسب مزیت و درآمد از تخصص افراد ارائه می‌دهد. این مدل مربیگری، مشاوره، تولید پادکست، صحبت کردن، تشکیل یک جامعه از هواداران محصول، عرضه‌ی خدمات دیجیتال و موارد دیگر را پوشش می‌دهد. کلارک در هر فصل، بخشی را با عنوان «این روش را امتحان کنید» آورده است که به خوانندگان کمک می‌کند ایده‌های مفهومی را به مرحله‌ی اجرا برسانند.

۵- پتانسیل‌های اصلی، نویسنده: مارک سن برن

همان‌طور که از عنوان کتاب برمی‌آید، سن برن توضیح می‌دهد که چگونه می‌توانید با یک سیستم مؤثر، از «مهارت‌های فعلی» به «ماکزیمم توانایی» خود برسید. پتانسیل‌های شما چیست؟ تا چه حد از توانایی‌های بالقوه‌ی خود استفاده می‌کنید؟ چگونه می‌توانید مهارت‌هایتان را بهبود دهید؟ سن برن با ذکر مثال‌هایی از زندگی واقعی، کارایی سیستم خود را اثبات می‌کند و روش استفاده از آن را به خوانندگان آموزش می‌دهد.

Hacking Innovation

۶- ترفندهای نوآوری، نویسنده: جاش لینکنر

عنوان اصلی این کتاب، هک‌ کردن نوآوری است. درحالی‌که در نگاه اول واژه‌ی «هک» تداعی خوبی ندارد و بلافاصله مردم را به یاد هکرهای کامپیوتری و دزدیدن اطلاعات کارت‌های اعتباری می‌اندازد، نویسنده تعریف مورد علاقه‌ی خود را از هک این‌گونه شرح می‌دهد: حل مشکلات پیچیده با استفاده از راهکارهای غیر معمول. رویکردهایی جدید و غیر متعارف که جایگزین خرد عام می‌شوند. لینکنر به خوانندگان یاد می‌دهد که چگونه نوآوری را هک کنند، متفاوت فکر کنند و از مزایای آن بهره‌مند شوند.

۷- برتری در خدمات مشتریان شبکه‌های اجتماعی، نویسنده: دن گینگیس

امروزه شرکت‌ها دیگر نمی‌توانند بخش خدمات مشتریان خود را در شبکه‌های اجتماعی نظیر توییتر و فیس‌بوک دست کم بگیرند. گینگیس در این کتاب تخصص و تجربیات خودش را به‌عنوان یک مدیر بازاریابی و کارشناس خدمات مشتریان، به اشتراک گذاشته است و توضیح می‌دهد که برندهای برتر جهان، چگونه از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند تا تجربه‌ای جذاب و منحصربه‌فرد را برای مخاطبانشان فراهم کنند.

۸- ذهن برتر، نویسنده: جان هال

بازاریابی محتوا یکی از استراتژی‌های قدرتمند کسب‌وکار است و جان هال، یکی از کارشناسان عالی این زمینه به شمار می‌رود. او استراتژی‌های بازاریابی محتوای شرکتش را ذکر می‌کند و همه‌ی اسرار پشت پرده‌ی آن را برای خوانندگان توضیح می‌دهد. او به مخاطبان نشان می‌دهد که چگونه می‌توانند از این ابزار مؤثر و ارزان استفاده کنند و پیام خود را به همه‌ی برسانند، آن‌هم به شیوه‌ای که وقتی مشتریان به محصولی نیاز پیدا می‌کنند، نام برند مذکور اولین چیزی باشد که به ذهنشان خطور می‌کند.

The Service Culture Handbook

۹- راهنمای خدمات فرهنگی، نویسنده: جف تویستر

این کتاب کوتاه درواقع یک راهنمای گام‌به‌گام برای شرکت‌هایی است که می‌خواهند بخش خدمات مشتریان را به یکی از مؤلفه‌های اصلی فرهنگ‌ سازمانی خود تبدیل کنند. مدت‌ها است که کارشناسان تأکید می‌کنند مشتریان آنچه در درون یک سازمان اتفاق می‌افتد، حس می‌کنند. تویستر برای خوانندگان شرح می‌دهد که چگونه می‌توانند فرهنگی سازمانی خلق کنند که در آن، کارمندان خودشان را به خدمات مشتریان متعهد بدانند.     

۱۰- قدرت لحظه‌ها، نویسندگان: چیپ هیث و دن هیث

سال‌ها پیش، جان کارلزون از هواپیمایی اسکاندیناوی، اصطلاح «لحظه‌ی حقیقت» را این‌گونه تعریف کرد: زمانی که مشتری با یک شرکت وارد تعامل می‌شود و حسی خاص در ذهن او شکل می‌گیرد. این لحظات می‌توانند روندهای عادی کسب‌وکار را به شیوه‌ای فوق‌العاده تغییر دهند. برادران هیث در کتاب قدرت لحظه‌ها، به همین موضوع پرداخته‌اند و آن را کیفیتی فراتر از کسب‌وکار می‌دانند.

18 آذر
در سال ۲۰۱۸؛ بهترین دانشگاه های دنیا در «کسب و کار» را بشناسید

در سال ۲۰۱۸؛ بهترین دانشگاه های دنیا در «کسب و کار» را بشناسید

منتشرشده در اخبار
نظام رتبه بندی بین المللی «کیواس» بهترین دانشگاه های جهان در زمینه رشته های مرتبط با «کسب و کار» را در سال ۲۰۱۸ معرفی کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، نظام رتبه بندی بین المللی کیو اس (QS) هر ساله دانشگاه های جهان را در رشته های موضوعی رتبه بندی و معرفی می کند.

این بار مقطع کارشناسی ارشد رشته «کسب و کار» در سال ۲۰۱۸ و بهترین دانشگاه هایی که رشته های برنامه های مالی، مدیریت، تجزیه و تحلیل کسب و کار را در بر می گیرند را معرفی کرده است.

رشته هایی همچون کسب و کار از ابزارهای تحصیلی خوبی برای هر دانشجوی علاقمند به کسب و کار و کارآفرینی است و نسبت به برنامه MBA سنتی از مزیت های بیشتری برخوردار است.

مقاطع کارشناسی ارشد در مدیریت، امور مالی و تجزیه و تحلیل کسب و کار در حال تبدیل شدن به یک گزینه محبوب در سراسر جهان است.

نظام بین المللی رتبه بندی «کیواس» برنامه ها را در دانشگاه ها بر اساس پنج شاخص کلیدی: قابلیت کار، کارآفرینی و موفقیت فارغ التحصیلان، بازگشت سرمایه گذاری، رهبری فکر و کلاس و دانشکده رتبه بندی کرده است.

تجزیه و تحلیل کسب و کار
رتبه نام دانشکده نام دانشگاه و کشور
۱ دانشکده مدیریت Sloan موسسه فناوری ماساچوست MIT (آمریکا)
۲ مدرسه کسب و کار McCombs دانشگاه تگزاس در آستین (آمریکا)
۳ مدرسه کسب و کار مارشال دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (آمریکا)
۴ دانشکده مدیریت کارلسون دانشگاه مینه سوتا (آمریکا)
۵ مدرسه بازرگانی ملبورن دانشگاه ملبورن (استرالیا)
دارایی، مالیه، سرمایه گذاری
رتبه نام دانشکده نام دانشگاه و کشور
۱ مدرسه بازرگانی لندن انگلستان
۲ دانشکده مدیریت Sloan موسسه فناوری ماساچوست MIT (آمریکا)
۳ مدرسه مدیریت HEC پاریس فرانسه
۴ مدرسه بازرگانی Saïd دانشگاه آکسفورد (انگلستان)
۵ مدرسه کسب و کار هآس دانشگاه کالیفرنیا، برکلی (آمریکا)
مدیریت
رتبه نام دانشکده نام دانشگاه و کشور
۱ مدرسه مدیریت HEC پاریس فرانسه
۲ مدرسه بازرگانی لندن انگلستان
۳ دانشکده ESADE دانشگاه Ramon Llull (اسپانیا)
۴ مدرسه بازرگانی ESSEC مشترک میان فرانسه و سنگاپور
۵ کالج اقتصاد امپریال لندن کالج امپریال لندن (انگلستان)

 

30 آبان
رایانش ابری و تأثیر آن بر توسعه کسب و کار

رایانش ابری و تأثیر آن بر توسعه کسب و کار

منتشرشده در مقالات FMT

رایانش ابری1 :
     رایانش ابری مدلی است برای دسترسی آسان از طريق شبكه به مجموعه ای از منابع محاسبه ای قابل تغيير و پیکربندی بر اساس تقاضای كاربر (مثل: شبکه ها، سرورها، فضای ذخیره سازی اطلاعات، برنامه های کاربردی و سرویس ها) که اين دسترسي بتواند با کمترین نياز به مديريت منابع و یا نیاز به دخالت مستقيم فراهم کننده سرویس به سرعت فراهم گردد (تعریف موسسه NIST). تعریف دیگر رایانش ابری عبارتست از نوعي مدل محاسبه ای با قابليت هاي ارائه ی خدمات فناوری اطلاعات به شکلی مقياس پذير از طريق اينترنت (گارتنر). نمونه  هایی از سرویس های فعال بر مبنای رایانش ابری  Google Earthو Google Mail است.
 افراد زیادی در حال استفاده از این نوع خدمات هستند مانند شبکه های اجتماعی و سرویس های پست الکترونیک و مانند اینها. در آینده افراد و سازمان  ها مجبور به استفاده بیشتر از این سرویس ها خواهند شد. محاسبات ابری از بعضی جهات بسیار کارا و مفید می باشد اما در بعضی از موارد دارای نقاط ضعف نیز هست. آینده ای که برای محاسبات ابری پیش بینی می شود آینده ای بسیار روشن می باشد و شاید روزی فرا برسد که تمام امکانات نرم افزاری از طریق اینترنت ارائه شود.

اثرات مهم رایانش ابری بر توسعه کسب و کار:
مفهوم رایانش ابری در حوزه کسب و کار بسیار تأثیرگذار بوده است. به خصوص در راه اندازی، توسعه و رشد کسب و کارهای اینترنتی یا مبتنی بر اینترنت این تأثیر بیشتر و عمیق تر به نظر می رسد. با وجود رایانش ابری، کارآفرینان سرمایه کمتری در آغاز کار نیاز دارند و سرمایه گذاران هم ریسک کمتری تحمل می کنند. پیش از اینکه رایانش ابری به شکل امروزی عمومیت یابد، راه اندازی یک کسب و کار در دنیای فناوری اطلاعات بسیار گران بود. بسیاری از شرکت ها، بخش زیادی از سرمایه های خود را صرف خریدن سرورهای اختصاصی، کسب مجوز نرم افزارهای مختلف و مانند اینها می کردند. از جمله مهم ترین اثرات رایانش ابری بر کسب و کار موارد زیر هستند:
1.    راه اندازی خدمات پس از تایید در کوتاه ترین زمان ممکن: افزایش سرعت شروع به کار بر روی ایده تجاری.
2.    منابع رایگان: در اختیار گرفتن منابع لازم به صورت مطمئن 2 و مقیاس پذیر 3 برای شروع به کار، کاهش ریسک و ادامه آن بدون دغدغه های فنی ناشی از اشکالات زیرساختی. 
3.    استفاده از منابع بر اساس نیاز و بودجه: دسترسی به منابع مورد نیاز برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی (پردازش، پایگاه داده، فضای ذخیره سازی) بر اساس تقاضا (با توجه به افزایش مشتریان و توسعه محصولات و خدمات) در زمان مورد نیاز و به میزان لازم، بدون نیاز به سرمایه گذاری زیاد یا قراردادهای طولانی مدت.
4.    پرداخت بر اساس نیاز: در این صورت سرمایه لازم جهت تهیه زیرساخت های پردازشی صرف خود کسب و کار (تولید محصولات و خدمات، بازاریابی، فروش و …) می شود.
5.    افزایش یا کاهش سریع مقیاس: یعنی راه اندازی زیر ساختی که بسیار منعطف بوده و بر اساس اهداف بلند مدت کسب و کارهای نوپا قابل گسترش باشد و هم چنین نسبت به نیازهای کوتاه مدت واکنش گرا باشد.
6.    رشد ناب و هوشمندانه کسب و کار: ارائه راه کارهای منعطف بر اساس نیاز و نوع سرورها، مدیریت آسان و کنترل هزینه ها و مانند اینها.

نوشته شده توسط: فرزانه مهدویان دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه تهران.

منابع : برگرفته از: isconference


- www.wikipedia.org
- www.startupscloud.ir
- ww.gartner.com
- Advantages and challenges of adopting cloud computing from an enterprise perspective, Maricela-Georgiana Avram (Olaru), The 7th International Conference Interdisciplinarity in Engineering (INTER-ENG 2013),2014
- Health and social care information systems and technologies issues in the study of organizational resilience in cloud computing environments, Andrea Herrera Lech Janczewski, International Conference on Project Management, 2014


1) Cloud computing
2)  reliable
3) scalable
29 آبان
الگوهای طراحی مدل کسب و کار (2)

الگوهای طراحی مدل کسب و کار (2)

منتشرشده در مقالات FMT

الگوی VISOR

این الگو که توسط امرال ساوی ارائه شده مبتنی بر اصل مشتری مداری بوده و دارای 5 عنصر است. این الگو یکی از الگوهای ارزشمند در طراحی مدل کسب و کار است که سعی در یکپارچه سازی رویکردهای مختلف توسعه مدل کسب و کار و توجه به مواردی چون تجارب کاربر و فاکتورهای اینترفیس دارد. عناصر این الگو شامل زنجیره ارزش، اینترفیس، پلتفرم خدمات، مدل درآمد و مدل سازماندهی است و روش پاسخگویی شرکت به نیازهای پنهان و آشکار مشتریان را به منظور ارائه بالاترین ارزش به مشتریان، با روشی سودآور و مستمر که ارزش را بهینه می نماید، تعیین می کند. با توجه به این الگو موفق ترین مدل کسب و کار، مدلی است که با هماهنگ کردن عناصر الگو بیشترین ارزش ممکن را به منظور برآورده نمودن آرزوها و نیازهای کاربران تا بالاترین حد ممکن فراهم نمیاد و از سویی دیر بتواند هزینه های واقعی محسوس و نامحسوس، ارائه این خدمات را تا آخرین حد ممکن کاهش دهد. البته این کاهش هزینه از طریق ترکیب بهینه تجربه اینترفیس، پلت فرم خدمات و مدل سازماندهی امکان پذیر می گردد.

 

الگوی FBBM

چارچوب FBBM که مخفف Free band Business Blueprint Method است، توسط بومن، هاکر و دی واس ارائه شده و با تمرکز بر حوزه های خدماتی، نوع کار گروهیف محتوا و مسائل مربوط به آن به طراحی مدل کسب و کار می پردازد. این الگو روشی جامع و عملی برای طراحی مدل های کسب و کار شبکه های ارزش پیچیده ای است که به ارائه خدمات می پردازند. بر اساس نظر صاحب نظران این الگو، دنیای امروز به جای مدنظر قرار دادن زنجیره های ارزش سنت استاتیک و خطی، شبکه های ارزش انعطاف پذیر، باید مورد توجه قرار گیرند. در شبکه های ارزش هر یک از دست اندرکاران، منابع و قابلیت های ویژه ای دارند که با استفاده از نوآوری و ترکیب این منابع و قابلیت ها، این شبکه ها می توانند به موفقیت برسند، درک ارزش همکاری توسط دست اندرکاران مختلف شبکه ارزش کار راحتی نیست، دلیل آن این است که هر یک از عوامل شبکه ارزش در حوزه های متفاوتی مشغول به کار بوده و در نتیجه مدل های کسب و کار متفاوتی را دنبال می نمایند که در صورت مشارکت در شبکه ارزش، باید مدل های کسب و کار خود را با مدل کسب و کار شبکه ارزش مورد نظر هماهنگ نمایند. به طور کلی با استفاده از این الگو، رابطه بین حوزه هایی که در آن خدمات و مدل کسب و کار ارائه می شوند، نوع کار گروهی، محتوا و در نهایت مسائل مرتبط به فرآیند و میزان خلاقیت شرکای گروه کشف مدل های کسب و کار، مشخص می شود.

الگوی پویا

این الگو با الگوی فابر، شباهت اندکی دارد. بر اساس این الگو، طراحی مدل کسب و کار با توجه به عوامل پویای محیطی و در طی فازهای مختلفی صورت می گیرد.

27 آبان
4 حوزه استراتژیک در استراتژی مدل کسب و کار

4 حوزه استراتژیک در استراتژی مدل کسب و کار

منتشرشده در مقالات FMT

 

محیط مدل کسب و کار

مدل های کسب و کار در محیط های خاصی طراحی و اجرا می شوند. ایجاد درک مناسب از شرایط سازمان در مقایسه با محیط تحولات بیرونی، به شما کمک می کند تا به درک عمیق تری دست یافته و مدل کسب و کار رقابتی تری را به تصویر بکشید. برای فهم بهتر فضای طراحی مدل کسب و کار، نگاشت چهار حوزه از محیط پیشنهاد می شود:

  • نیروهای بازار: بخش های بازار- نیازها و تقاضاها- مسائل بازار- هزینه های تعویض- جذابیت درآمد
  • نیروهای صنعت: تامین کنندگان- ذی نفعان- رقبا- تازه واردها- محصولات و خدمات جایگزین
  • روندهای کلیدی: اقتصادی و اجتماعی- اجتماعی و فرهنگی- قانونی- فناوری
  • نیروهای اقتصاد کلان: زیرساخت- کالاها و سایر منابع- بازارهای سرمایه- شرایط بازار جهانی
  •  

ارزیابی مدل کسب و کار

ارزیابی مدل کسب و کار، یک فعالیت مهم مدیریتی است که به سازمان اجازه می دهد سلامت جایگاه بازار خود را ارزیابی کرده و در صورت لزوم این جایگاه را به تناسب تغییر دهد. این بررسی کلی ممکن است مبنایی برای بهبود مستمر مدل کسب و کار شده یا تبدیل به محرکی برای ایجاد تغییرات جدی و نوآورانه برای مدل شود.  ناتوانی در انجام بررسی های منظم ممکن است موجب عدم تشخیص به موقع مشکلات مدل کسب و کار شده و حتی منجر به نابودی شرکت شود. بررسی استراتژیک نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها (SWOT) از منظر مدل کسب و کار به ارزیابی یکپارچه مدل به ما کمک خواهد کرد.

بررسی ساختار یافته SWOT از مدل کسب و کار به دو نتیجه منجر می گردد. این بررسی تصویری از موقعیت کنونی که در آن قرار دارید را به شما ارائه می دهد، (نقاط ضعف و قوت) و پیشنهادهایی برای مسیر آتی سازمان ارائه می دهد. (فرصت و تهدیدها) این ورودی ارزشمند می تواند به شما در طراحی گزینه های جدید از مدل کسب و کار یاری رساند که حرکت در جهت آن گزینه ها می تواند منجر به تکامل سازمان شما گردد.

 

استراتژی اقیانوس آبی از نگاه مدل کسب و کار

در این بخش ما ابزارهای مدل کسب و کار را با مفهوم استراتژی اقیانوس آبی ترکیب می کنیم. استراتژی اقیانوس آبی روشی مناسب برای به چالش کشیدن ارزش های پیشنهادی و مدل کسب و کار و کاوش بخش های جدید مشتریان می باشد.  به طور خلاصه استراتژی اقیانوس آبی درباره ایجاد صنایع کاملا جدید از طریق ایجاد تمایزهای بنیادین از مجرای تغییر دادن مدل کسب و کار فعلی است. این درست نقطه مقابل رقابت در صنایع موجود است که به آن نوآوری در ارزش می گویند.

این دیدگاه به معنی افزایش ارزش برای مشتریان با ایجاد مزایا و خدمات جدید و در عین حال کم کردن هزینه ها با حذف خدمات و جنبه های کم ارزش می باشد. در این راستا چهار سوال کلیدی برای به چالش کشیدن منطق استراتژیک مدل کسب و کار مطرح می شود:

  • کدام یک از عواملی که صنعت ارائه می دهد، باید حذف شوند؟
  • چه عواملی باید نسبت به استاندارد صنعت، به شدت کاهش پیدا کنند؟
  • چه عواملی باید نسبت به استاندارد صنعت، به شدت افزایش پیدا کنند؟
  • چه عواملی که تاکنون در صنعت ارائه نشده، باید ایجاد شوند؟

 

مدیریت چند مدل کسب و کار

افراد بلند پرواز، تغییر دهندگان قاعده بازی و چالشگران خواه کارآفرین باشند و خواه کارکنان شرکت های در حال فعالیت، در حال ایجاد مدل های کسب و کار نوآورانه در سراسر جهان هستند. چالش یک کارآفرین این است که یک مدل کسب و کار جدید را ایجاد و با موفقیت آن را به کار گیرد. سازمان های در حال فعالیت نیز با کاری به همان اندازه دلهره آور روبه رو هستند: چگونه مدل های جدید را ایجاد و پیاده سازی کنند و همزمان مدل های قبلی را هم نگه دارند.

پیاده سازی یک مدل کسب و کار جدید در یک سازمان پر سابقه می تواند فوق العاده مشکل باشد، زیرا مدل جدید ممکن است با مدل های موجود و در حال فعالیت رقابت کرده و یا با آن تعارضاتی چالش برانگیز داشته باشد. به این ترتیب سوال مهمی که به ذهن القا می شود این است که: چگونه در یک سازمان پر سابقه در حال فعالیت، مدل کسب و کار نوآورانه و یا به اصطلاح سازمان چند بعدی داشته باشیم؟

پژوهشگران در این مورد به چند دسته تقسیم می شوند: بسیاری پیشنهاد می کنند که ابتکارات مدل کسب و کار جدید را با هویتی مستقل در غالب شرکت های تازه تاسیس اجرا کنیم. سایرین با اتخاذ رویکردی متعادل تر پیشنهاد می دهند تا مدل های کسب و کار نوآورانه در سازمان فعلی یا در قالب کسب و کار مستقل (با حفظ هویت اصلی) ایجاد شود. ریسک این که مدل جدید از نظر تصویر برند، درآمد، مسئولیت قانونی و غیره روی مدل موجود اثر منفی بگذارد چقدر است؟ در نهایت انتخاب ها در طول زمان تغییر می کند. شرکت های ممکن است بخواهند یکپارچه سازی مرحله ای یا جدایی مرحله ای مدل های کسب و کار را انجام دهند.

 

منبع: کتاب خلق مدل کسب و کار – نوشته الکساندر استروالدر، ایو پیگنیور

21 آبان
مفهوم مدل کسب و کار و عناصر آن

مفهوم مدل کسب و کار و عناصر آن

منتشرشده در مقالات FMT

مروری بر ادبیات موضوعی ارائه شده در خصوص مدل های کسب وکار، مشاهده می شود که تعاریف بسیار زیادی در خصوص این مفهوم ارائه شده است. از نظر اسلای وتزکی مدل کسب و کار عبارت است از کلیاتی در مورد انتخاب مشتریان، انجام وظایف و برون سپاری، ترکیب منابع، رفتن به بازار، ایجاد مطلوبیت برای مشتریان و تسخیر سود است. در تعریفی دیگر از پتروویک و همکارانش مدل کسب و کار در ایجاد ارزش است که پشت سر فرآیندهای واقعی شرکت قرار می گیرد. فابر و همکارانش مدل کسب و کار را شبکه ای از شرکت ها که هدف آنان ایجاد ارزش از طریق استقرار فرصت های فناوری است می داند که به دلیل تفاوت آنها در موارد فنی، کاربر، سازمان و نیازمندی های مالی باید با یکدیگر تطبیق و موازنه پیدا کنند. چسبروگ و روسنبلوم نیز معتقدند مدل های کسب و کار موفق، با ایجاد منطق های ابتکاری، قابلیت های فنی را با ارزش های واقعی اقتصادی مرتبط می نمایند. تیس مدل کسب و کار را منعکس کننده فرضیه مودیریت در مورد آنچه مشتریان می خواهند، چگونه آنها آن را می خواهند و چگونه یک شرکت می تواند به بهترین نحو این نیاز ها را برآورده کند و برای ارائه آن چه پرداختی باید انجام دهند، می داند.

عناصر مدل کسب و کار از دیدگاه صاحب نظران

از دیدگاه استوروالدر

از نظر استوروالدر مدل کسب و کار شامل چهار بخش محصول، اینترفیس مشتری، مدیریت زیرساختار و منابع مالی است.  وی همچنین برای هر یک از این عناصر اجزایی را بر می شمارد. عنصر محصول شامل ارزش ارائه شده، اینترفیس مشتری شامل مشتری هدف، کانال توزیع و روابط، مدیریت زیرساختار شامل پیکربندی ارزش، قابلیت و توانایی و همکاری و منابع مالی شامل ساختار هزینه و مدل درآمد است.

از دیدگاه مهدوان

مهدوان مدل کسب و کار را ترکیبی از 3 عنصر بسیار حیاتی یعنی ارزش، درآمد و پشتیبانی برای کسب و کار می داند. منظور از جریان ارزش، ارزشی است که به شرکای کسب و کار و مشتریان ارائه می شود. جریان درآمد، طرح کسب درآمدی مطمئن برای دست اندرکاران آن کسب وکار را در بر میگیرد. جریان پشتیبانی، مسائل مختلف مربوط به طراحی زنجیره تامین کسب و کار را پوشش می دهد.

از دیدگاه آفوا و توکی

از نظر آفوا و توکی مدل کسب و کار شامل ارزش مشتری، محدوده، قیمت گذاری، منبع درآمد، فعالیت های مرتبط، پیاده سازی، قابلیت ها و قابلیت است. آنها معتقدند که مدل کسب و کار، باید پاسخگوی این سوالات باشند:

-چه نوع ارزشی به مشتریان ارائه می شود؟

-این ارزش به چه مشتریانی ارائه می شود؟

-قیمت ارزش ارائه شده چقدر است؟

-دست اندر کار/ دست اندر کاران ارائه دهنده این ارزش چه کسانی هستند؟

-چه استراتژی هایی برای ارائه ارزش باید در نظر گرفته شود؟

-چگونه ارزش باید تهیه شود؟

-این ارزش چگونه باید قابلیت های مشخص ارائه کند؟

-چگونه مزیت حاصل از ارزش باید حفظ شود؟

 

 

منابع: 

 

زعفریان، رضا؛ نیرومند، پوراندخت؛ رنجبر، محبوبه. " الگوهای طراحی مدل کسب وکار". کار و جامعه، شماره 135، شهریور ماه 1390

 

 

Nordlund, T.(2007), “ Scenarios and Operator Business Models for Management of Digital Homes.Espoo

 

Osterwalder, A.(2004). “ THE BUSINESS MODEL ONTOLOGY A PROPOSITION IN A DESIGN SCIENCE APPROACH”.

 

Teese, D.J.(2009). Business models,business strategy and innovation. Long Range Planning.

 

صفحه1 از4
تهران ، خ کارگر شمالی ، کوچه اشراقی ، خیابان هئیت ، ساختمان گرد آفرید، پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس تهران، پ 15 شماره تماس : 02166582371

درباره ما

امروزه بهره گیری از فناوری اطلاعات در امر یادگیری و یاد دهی یکی از ضرورت های انکارناپذیر است. کاربست فناوری در یادگیری و یاددهی در سطوح مختلف صورت می پذیرد. در آینده کسانی موفق خواهند بود که یاد بگیرند، چگونه یاد بگیرند. روند رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات به عبارت دقیق تر فناوری های دانش کاربست آنها در فضاهای یادگیری را اجتناب ناپذیر نموده است. ادامه ..

آمار بازدید

امروز237
دیروز182
این هفته1840
این ماه4541
مجموع172674

15
آنلاین
شنبه, 30 شهریور 1398 23:32
توسعه یافته توسط مارال وب