19 آذر
استارتاپ‌ هایی که در سال ۲۰۱۷ شکست خوردند

استارتاپ‌ هایی که در سال ۲۰۱۷ شکست خوردند

منتشرشده در اخبار

استارتاپ‌ها با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند و نداشتن سرمایه تنها دلیل شکست نیست. گاهی اوقات استارتاپ‌ها با وجود سرمایه‌ی زیاد باز هم نمی‌توانند موفق شوند.

 
 

هرجا زندگی وجود داشته باشد مرگ معنا پیدا می‌کند و سیلیکون‌ ولی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این روزها بازار استارتاپ‌ها حسابی داغ شده است و به هر مرکز شتاب‌دهنده‌ای که مراجعه کنید، می‌بینید هر تیم با لباس‌های یکسان مشغول کار کردن روی ایده‌ی خود هستند. البته در این میان تیم‌هایی نیز وجود دارند که به دلایل مختلف نتوانسته‌اند به کار خود ادامه دهند و با گذاشتن یک یادداشت خداحافظی محل کار را ترک کرده‌اند. در این مقاله‌ به معرفی ۱۰ استارتاپی می‌پردازیم که با وجود جذب سرمایه‌ی بالا، بازهم به دلایل مختلف نتوانسته‌اند در سال ۲۰۱۷ دوام بیاورند و شکست خوردند. این شرکت‌ها در مجموع ۱.۶۹۵ میلیارد دلار بودجه جذب کردند؛ اما سرمایه‌گذاران آن دیگر هیچ امیدی به بازگشت پولشان ندارند.

۱- استارتاپ Beepi: از سال ۲۰۱۳ تا فوریه ۲۰۱۷

Beepi

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۱۵۰ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۵۶۰ میلیون دلار

وب‌سایت استارتاپ Beepi در زمینه‌ی خرید و فروش ماشین فعالیت داشت و خریداران و فروشندگان ماشین‌ دست دوم را در کنار یکدیگر جمع می‌کرد. هر دو شرکت fair و DGDG قصد داشتند این استارتاپ را خریداری کنند؛ اما بعد از مدتی تصمیمشان عوض شد. در نهایت بودجه‌ی استارتاپ به پایان رسید و به فعالیت خود پایان داد.

۲- استارتاپ Quixey: از سال ۲۰۰۹ تا فوریه ۲۰۱۷

Quixey

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۱۳۳ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۶۰۰ میلیون دلار

این استارتاپ موتور جستجویی برای اپلیکیشن‌ها ارائه داده بود. این موتور جستجوی موبایل که اطلاعات مورد نیازش را از اپلیکیشن‌ها جمع‌آوری می‌کرد، مجبور شد تا پایان ماه فوریه اغلب کارمندان خود را اخراج کند. این شرکت مدیرعاملخود را در مارس ۲۰۱۶ عوض کرد؛ اما نتوانست جایگاه خودش را پیدا کند و به درآمد ثابتی برسد.

۳- استارتاپ Yik Yak: از سال ۲۰۱۳ تا آوریل ۲۰۱۷

Yik Yak

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۷۳ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۴۰۰ میلیون دلار

اپلیکیشن این استارتاپ در زمینه شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کرد. این اپلیکیشن با اینکه توانسته بود در میان دانشجویان چند دانشگاه محبوب شود، در ماه آوریل به فعالیت‌ خود پایان داد. ظاهرا این اپلیکیشن نتوانست کاربران را برای طولانی‌مدت راضی نگه دارد. چند روز قبل از بسته شدن این استارتاپ، یک شرکت مرتبط با امور مالی تیم مهندسی آن را به مبلغ سه میلیون دلار خریداری کرد.

۴- استارتاپ Maple: از سال ۲۰۱۴ تا می ۲۰۱۷

Maple

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۲۹ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۵ میلیون دلار

استارتاپ Maple در نیویورک راه‌اندازی شد و در زمینه‌ی تحویل غذا به مشتری‌ها فعالیت می‌کرد. این استارتاپ در آغاز فعالیت خود از طرف دیوید چنگ، سرآشپز و بنیان‌گذار رستوران‌های زنجیره‌ای و سطح بالای Momofuku حمایت می‌شد و بسیار پرطرفدار بود. این اپلیکیشن خدمات خاصی داشت و امکان پرداخت انعام و هزینه‌ی حمل را نیز برای کاربران مهیا کرده بود؛ همچنین همراه سفارش، نوعی شیرینی خوشمزه‌ی رایگان برای کاربران ارسال می‌شد. مشتری‌ها زمانی متوجه تغییرات اساسی شدند که مشاهده کردند شیرینی‌های واقعی جای خود را به تصویری از شیرینی داده‌اند. برخی از تیم‌های این استارتاپ توسط Deliveroo، خدمات تحویل غذای انگلیسی خریداری شدند.

۵- استارتاپ Sprig: از سال ۲۰۱۳ تا می ۲۰۱۷

Sprig

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۵۷ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۱۱۰ میلیون دلار

این استارتاپ نیز در زمینه‌ی تحویل غذا فعالیت می‌کرد. هدف استارتاپ ارائه‌ی غذای باکیفیت در کم‌تر از ۱۵ دقیقه به مشتری و استفاده از منابع غذایی محلی بود. اما مدل کسب‌و‌کار این استارتاپ در مقایسه با رقبای خود مانند Seamless، از پایداری کم‌تری برخوردار بود. مدیرعامل این استارتاپ بعد از پایان دادن به فعالیت‌های خود در وب‌سایت نوشت: «فرآیند تولید مواد غذایی و تحویل به‌موقع و منظم چالش بزرگی برای ما بود.»

۶- استارتاپ Hello: از سال ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۷

hello

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۴۰ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۳۰۰ میلیون دلار

این استارتاپ دستگاه‌هایی به نام Hello به مشتریان عرضه می‌کرد تا الگوی خواب آن‌ها را زیر نظر داشته باشد. این دستگاه‌ها طوری طراحی شده بودند که نیازی نبود به مچ دست بسته شوند و با قرار گرفتن در اتاق، الگوی خواب کاربر را دریافت می‌کردند. این استارتاپ نیز نتوانست خریدار پیدا کند و درنهایت به فعالیت‌های خود پایان داد. استارتاپ Hello در Kickstarter راه‌اندازی شد و حتی محصول آن در خرده‌فروشی‌ها عرضه شد؛ اما این موفقیت‌ها هم نتوانستند به دوام استارتاپ کمکی کنند.

۷- استارتاپ Jawbone: از سال ۱۹۹۷ تا جولای ۲۰۱۷

Jawbone

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۱ میلیارد دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۳ میلیارد دلار

استارتاپ Jawbone پیشگام در عرضه‌ی دستگاه‌های پوشیدنی بود و در زمینه‌ی ردیاب‌های تناسب اندام و بلندگوهای قابل حمل فعالیت می‌کرد؛ اما در پرداخت هزینه به فروشندگان موفق نبود. این استارتاپ در ماه جولای امسال تعطیل شد و دارایی‌های خود را فروخت. بعد از این ماجرا حسین رحمان، بنیان‌گذار و مدیرعامل این استارتاپ، شرکت دیگری را با نام مرکز سلامتی Jawbone در زمینه‌ی ارائه‌ی سخت‌افزار و نر‌افزار مرتبط با سلامتی راه‌اندازی کرد.

۸- استارتاپ Juicero: از سال ۲۰۱۳ تا سپتامبر ۲۰۱۷

Juicero

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۱۱۸.۵ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۲۷۰ میلیون دلار

شرکت دستگاه‌های آب‌میوه‌گیری Juicero در سال ۲۰۱۳ سرمایه جذب کرد؛ اما محصول خود را در سال ۲۰۱۶ به بازار ارائه داد. یک سال بعد از ورود این دستگاه به بازار، سرمایه‌گذاران به بزرگ‌ترین راز این شرکت ۲۷۰ میلیون دلاری پی بردند و متوجه شدند که آب‌میوه‌گیری‌های ۴۰۰ دلاری این شرکت عملکرد موفقی در خالی کردن پاکت ندارند و با فشار دست خالی می‌شوند. بنابراین شرکت نتوانست سرمایه‌ی جدیدی از طرف سرمایه‌گذاران دریافت کند و از نظر مالی با مشکل روبه‌رو شد.

۹- استارتاپ Raptr: از سال ۲۰۰۸ تا سپتامبر ۲۰۱۷

Raptr

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۴۴ میلیون دلار

بالاترین ارزش استارتاپ: ۱۷۰ میلیون دلار

خدمات این استارتاپ به کاربر نشان می‌داد که کدام بازی را چه مدت زمانی انجام داده است. Raptr بعد از گذشت تقریبا یک دهه، به شبکه‌ی اجتماعی مخصوص عاشقان بازی تبدیل شده بود. خدمات این استارتاپ به کاربر نشان می‌داد که دوستانش چه بازی‌هایی انجام می‌دهند و به آن‌ها کمک می‌کرد که از راه دور با یکدیگر بازی کنند. بعد از گذشت مدتی شرکت‌های دیگر نیز خدمات مشابهی ارائه دادند. از طرفی استارتاپ Raptr نتوانست همکاری خودش را با شرکت AMD سازنده‌ی پردازنده‌ی کامپیوتر ادامه دهد و در نهایت شکست خورد.

۱۰- استارتاپ Doppler Labs: از سال ۲۰۱۳ تا نوامبر ۲۰۱۷

Doppler Labs

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۵۱ میلیون دلار

بالاترین ارزش: ۲۳۵ میلیون دلار

این استارتاپ با ارائه‌ی هدفون‌ هوشمند و وایرلس توانست نظر سرمایه‌گذاران را به خود جلب کند. این هدفون‌ سر و صدای شهری را حذف می‌کرد؛ اما مکالمات عادی به‌راحتی برای کاربر قابل شنیدن بودند. این محصول حریف‌های بزرگی مانند AirPods شرکت اپل و Pixel Buds شرکت گوگل داشت؛ اما سرعت فروش پایین بود و شرکت نتوانست ماندگاری خود را در بازار کسب‌و‌کار تضمین کند.

۱۱- استارتاپ Luxe: بعد از بسته شدن دوباره به زندگی بازگشت

Luxe

سرمایه‌ی جذب‌شده: ۷۵ میلیون دلار

بالاترین ارزش: ۱۱۰ میلیون دلار

استارتاپ Luxe در زمینه‌ی ارائه‌ی خدمات پارکینگ فعالیت می‌کرد و امسال نتوانست عملکرد خوبی ارائه دهد. این شرکت بعد از خریداری چند گاراژ پارکینگ اپلیکیشن خود را در ماه آوریل بست و به‌طور موقت خدمات سنتی دیگری را به کاربران خود ارائه می‌داد. این شرکت با تغییر دادن موضوع فعالیت محصول اصلی و دامن زدن به شایعه‌هایی مانند خریداری شدن توسط اوبر مشتری‌ها را به سمت خود جذب کرد؛ تا اینکه در سپتامبر امسال توسط شرکت سوئدی ولوو خریداری شد. اطلاعات بیشتری از جزئیات معامله منتشر نشده است؛ اما مطمئنا شرایط آن به اندازه‌ای خوب بوده که توانسته است سرمایه‌گذاران را به سرمایه‌گذاری ۷۵ میلیون دلاری تشویق کند.

 

منبع: زومیت

12 آذر
پیش از راه‌اندازی استارتاپ این موضوع را یاد بگیرید

پیش از راه‌اندازی استارتاپ این موضوع را یاد بگیرید

منتشرشده در مقالات FMT

آشنایی با اصول داستان نویسی کمک می‌کند که مهارت‌های کارآفرینی تقویت شوند. یک داستان قوی و جالب مخاطبان را افزایش می‌دهد و موفقیت کسب‌و‌کار را تضمین می‌کند.

 

 

مطالعه بیشتر:

4 راه برای خلق ایده کسب‌‌وکار

فرآیند طراحی مدل کسب‌وکار

 

نبتان کنتنی، مدیرعامل شرکت نرم‌افزاری Highrise است او از سال ۲۰۰۵ کسب‌و‌کار خودش را داشته و سابقه‌ی دو بار همکاری با شتاب‌دهنده‌ی Y Combinator را در کارنامه‌ی فعالیت‌های خود دارد. او در مورد اخبار، روان‌شناسی، علم و تجارب شخصی که به‌عنوان کارآفرین دارد مطالب گوناگونی می‌نویسد. آخرین مقاله‌ی او در مورد موضوعات مهمی است که هر استارتاپی باید پیش از راه‌اندازی آن‌ها را یاد بگیرد. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت مطلب او را از زبان خودش می‌خوانیم.

استارتاپی که در سال ۲۰۱۱ و با همکاری Y Combinator راه‌اندازی کرده بودم با شکست مواجه شد؛ زیرا نتوانست به سطح مورد نظر برسد. بنابراین پیش خودم فکر کردم از این به بعد باید چه کاری انجام دهم؟ چگونه باید از تکرار اشتباهم اجتناب کنم؟

storytelling

 

چند هفته‌ی پیش همسرم برای انجام کاری به شهر دیگری مسافرت کرد و من و دختر سه ساله‌ام آخر هفته را با یکدیگر سپری کردیم. تصمیم گرفتیم به سینما برویم و انیمیشن My Little Pony را تماشا کنیم. فیلم داستان جالبی داشت و هنرپیشه‌های معروفی صدای شخصیت‌های فیلم را اجرا کرده بودند. داستان فیلم به‌اندازه‌ای جالب بود که دخترم تمام مدت روی صندلی نشست و نگران این بود چه اتفاقی برای اسب‌های کوچک فیلم خواهد افتاد. داستان فیلم به‌اندازه‌ای برای او مهیج بود که بعد از مدتی دیگر چشم‌های خود را با دست نمی‌پوشاند و با اینکه ترسیده بود همه چیز را با دقت نگاه می‌کرد تا ببیند چه اتفاقی خواهد افتاد. چه چیزی باعث شده بود توجه او تا این اندازه به فیلم جذب شود؟

رابرت مک‌کی، فیلم‌نامه نویس محبوبی است و کتاب جالبی به نام (Story: Substance, Structure, Style and the Principles of Screenwriting) در مورد اصول فیلم‌نامه‌نویسی نوشته است که خواندن آن را به همه پیشنهاد می‌کنم. در این کتاب در مورد نکاتی صحبت شده است که توانایی داستان‌سرایی را افزایش می‌دهد و کمک می‌کند که مهارت وبلاگ‌نویسی خود را تقویت کنید. او در کتاب خود نوشته است:

رویدادهای داستان، تغییرات معنی‌داری در زندگی یک شخصیت ایجاد می‌کنند. رویدادهایی که با یک برخورد ایجاد می‌شوند و به‌طور کامل در طول داستان شرح داده می شوند.

این همان چیزی است که پایه و اساس همه‌ی داستان‌های خوب را تشکیل می‌دهد. طبق گفته‌ی مک‌کی، داستان هر فیلم از ۴۰ تا ۶۰ رویداد داستانی تشکیل شده است. اما هدف از این کار چیست؟ این داستان‌ها همان محرک‌هایی هستند که باعث ایجاد احساسات مثبت و منفی در انسان می‌شوند. یک شخص با دیدن فیلم احساسات متفاوتی از جمله عشق، نفرت، عصبانیت، صلح، ترس و آرامش را تجربه می‌کند. داستان‌سرایی یعنی نشان دهید که یک فرد چگونه با اتفاقات داستان درگیر می‌شود و از آن‌ها عبور می‌کند. اتفاق‌هایی که با عشق آغاز و به نفرت ختم می‌شوند. اتفاق‌هایی که با ورشکستگی آغاز و بعد از تلاش‌های سخت به ثروت ختم می‌شوند. این همان چیزی است که بیننده را روی صندلی میخکوب می‌کند.

storytelling

 

 

فیلم داستان اسباب‌بازی (Toy Story) این نکته را به‌خوبی رعایت کرده است. در هر دقیقه از فیلم اتفاق‌های جالبی رخ می‌دهد و ارزش فیلم عوض می‌شود. شخصیت‌های فیلم خوشحال هستند و بعد از وقوع یک حادثه ناراحت می‌شوند. احساس امنیت می‌کنند و چند دقیقه بعد شرایط بحرانی می‌شود. پشت تمام فیلم‌های موفقی که ساخته می‌شوند، نویسندگانی قرار دارند که با اصول داستان‌سرایی و جلب توجه مخاطب آشنایی دارند.

زمانی که به صحبت‌های دوست و همکارتان گوش می‌دهید و حوصله‌تان سر می‌رود، به این دلیل است که هیچ برخورد یا اتفاق جالبی در طول داستان رخ نمی‌دهد. یا همه چیز به‌خوبی پیش رفته یا شرایط همچنان بد و ناراحت‌کننده است. درست است که برای داستان‌‌سرایی به مهارت‌ها و تمرین‌های زیادی نیاز است؛ اما یاد گرفتن همین یک نکته‌ی کوچک از مک‌کی شما را ۱۰ پله جلوتر می‌برد. من شکست بدی در استارتاپم خوردم و متوجه شدم قبل از سرمایه‌گذاری بعدی باید تلاش بیشتری برای جذب مخاطب انجام دهم. بنابراین مهارت‌های نویسندگی و داستان‌سرایی را تقویت کردم و هفته‌ای یک مقاله نوشتم. مقاله‌هایی که داستان یک برخورد را تعریف می‌کردند و در طول آن، خودم یا دیگران مشکل را حل می‌کردیم. بعد از گذشت مدتی مخاطبان بیشتر شدند و زمینه‌ی حمایت از پروژه‌ی بعدی‌ام را تأمین کردند. پروژه‌ی بعدی من موفقیت خوبی داشت و حتی پیشنهاد خوبی از طرف یکی از مخاطبان دریافت کرد. درنهایت یاد گرفتم که چگونه از طریق داستان‌سرایی توجه دیگران را جلب و موفقیتم را در کسب‌و‌کار تضمین کنم.

 

منبع: زومیت

04 آذر
راز اصلی جذب سرمایه برای استارتاپ

راز اصلی جذب سرمایه برای استارتاپ

منتشرشده در مقالات FMT

راهکارهایی عملی وجود دارند که به شما کمک می‌کنند با سرعت بیشتری به سرمایه‌ی مورد نظر خود برسید، استرس ناشی از بی‌نظمی را کم کنید و مهارت‌های سازمانی را افزایش دهید.

 

سرمایه‌گذاران زیادی در دنیا وجود دارند که به دنبال موقعیت‌های خوب برای سرمایه‌گذاری هستند و اکثر کارآفرینان نیز دوست دارند که سهمی از سرمایه‌ی آن‌ها داشته باشند. اما تعداد کمی از آن‌ها قادرند سرمایه‌گذاران را قانع کنند که استارتاپشان ارزش سرمایه‌گذاری دارد. هوش مصنوعی، ماشین‌های پرنده و بیوتک تنها موضوعاتی داغی نیستند که این روزها مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرند. به‌عنوان مثال شرکت Clutter را که در زمینه‌ی راه حل‌های ذخیره‌سازی فعالیت می‌کند در نظر بگیرید. این شرکت که در سیلیکون ولی فعالیت می‌کند، توانست بیش از  ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه جذب کند. علاوه بر این، شرکت‌هایی مانند کلاتر تمام سرمایه‌ی خود را برای طراحی مدل‌های کسب‌و‌کار خرج نمی‌کنند. بنیان‌گذاران باید طرح کامل و جامعی از اهداف خود نشان دهند تا بتوانند نظر مثبت سرمایه‌گذاران را جذب کنند.

fund

مشکل اینجا است که اغلب بنیان‌گذاران با فرآیند‌های جذب سرمایه در کشمکش هستند و گاهی اوقات نمی‌توانند هزینه‌های خود را پرداخت کنند. درنتیجه نمی‌توانند کسب‌و‌کار خود را رشد بدهند و شور و اشتیاق خود را برای کار کردن از دست می‌دهند. استراتژی‌های متفاوتی برای جذب سرمایه وجود دارد؛ اما مهم‌ترین آن‌ها این است که با فرآیند جذب سرمایه مانند فرآیند فروش رفتار کنید.

زمانی که بنیان‌گذاران استارتاپ استراتژی فروش طراحی می‌کنند، فاکتورهای متنوعی از جمله پرسونای خریدار و کانا‌ل‌ها را در نظر می‌گیرند. آن‌ها از نرم‌افزار مدیریت روابط مشتری استفاده می‌کنند تا میزان ترافیک هدایت‌شده و کیفیت آن را زیر نظر داشته باشند. با استفاده از این روش‌ها می‌توان میزان فروش را تا حدی پیش‌بینی کرد و افزایش داد. سؤالی که پیش می‌آید این است که چرا از همین روش برای جذب سرمایه استفاده نمی‌شود؟ در ادامه‌ی این مقاله‌ به بررسی ۶ استراتژی جذب سرمایه برای استارتاپ‌ها می‌پردازیم.

fund

۱- مفاهیم مالی را درک کنید

سرمایه‌گذاران قبل از آماده شدن محصول یا نمونه‌ی اولیه ،علاقه‌ای به شنیدن سخنرانی شما ندارند. در عوض به‌عنوان یک بنیان‌گذار قبل از اینکه وقت سرمایه‌گذاران را بگیرید، اطلاعات جامعی در مورد حداقل نیازمندی‌های اقتصادی کسب کنید. پیش از صحبت کردن با سرمایه‌گذاران شرکت شما باید به حداقل درآمد رسیده باشد.  در سلیکون ولی معمولا حداقل درآمد مقدار ۱۰ هزار دلار در ماه در نظر گرفته می‌شود و زمانی که مبلغ درآمد سالیانه به یک میلیون دلار در سال رسید، می‌توان برای جذب سرمایه‌گذاری جدی وارد مذاکره شد. این رقم در مناطق و کشورهای مختلف تفاوت دارد؛ اما هدف در تمامی شرکت‌ها یکی است و آن هم رسیدن به حداقلی از درآمد است. تا آن زمان به هر طریق ممکن سعی کنید میزان درآمد خود را افزایش دهید. خبر خوب این است که این روزها تعداد سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌ها نسبت به چند سال گذشته بسیار بیشتر شده و روند رشد آن صعودی است.

۲- مشکل اسناد و مدارک سخنرانی خود را حل کنید

سخنرانی یا ارائه‌های موفقیت‌آمیز، نقشه‌ی مسیر کار را به شنوندگان نشان می‌دهند و بعد از توضیح هر بخش و ارائه‌ی یک خلاصه به پایان می‌رسند. سرمایه‌گذاران از کارآفرینانی خوششان می‌آید که دقیقا می‌دانند به چه مقدار سرمایه احتیاج دارند، چگونه می‌خواهند این مقدار پول را جمع‌آوری کنند و در چه راهی می‌خواهند از آن استفاده کنند. همچنین برای سوال‌های از پیش تعیین شده مانند «خودتان را در ۱۰ سال آینده کجا می‌بینید؟» آماده باشید. سرمایه‌گذاران به پرسیدن چنین سؤال‌هایی علاقه دارند و می‌خواهند ببینند فرد مورد نظر بین ۷ تا ۱۰ سال آینده در کجا قرار خواهد گرفت. شرکت‌هایی که نتوانند به این قبیل سؤال‌ها پاسخ مناسب ارائه دهند، مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار نخواهند گرفت. سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند با تاجران و افراد روشن‌فکر وارد معامله شوند تا اینکه تنها بخواهند پول خود را روی یک ایده‌ی بزرگ خرج کنند. بسیاری از سرمایه‌گذاران تحت تأثیر بینش و تفکر کارآفرینی افراد قرار می‌گیرند و حاضر می‌شوند سرمایه‌ی خود را در اختیار یک بنیان‌گذار قرار دهند. زیرا می‌دانند که چنین فردی می‌تواند موفقیت خود را در آینده تضمین کند.

fund

۳- برای سرمایه‌گذاران پرسونای مشابه خریداران تهیه کنید

برای سرمایه‌گذاران از پرسونای مشابه با پرسونای فروش استفاده کنید و قادر باشید به تمام سؤالات جزئی مربوط به آن پاسخ دهید. اینکه چه سابقه‌ی کاری دارند، کجا زندگی می‌کنند، چه غذاهایی می‌خورند، اوقات فراغت خود را چگونه می‌گذرانند و به چه چیزهای اهمیت می‌دهند. پاسخ دادن به برخی از این سؤال‌ها ساده و برخی دیگر مشکل است. اگر می‌خواهید در زمینه‌ی جذب سرمایه به موفقیت برسید باید اطلاعات کاملی از فرد یا شرکت سرمایه‌گذار جمع‌آوری کنید. کتاب‌های زیادی در این رابطه وجود دارند که اطلاعات خوبی به شما می‌دهند.

۴- سرمایه‌گذاران مورد نظر را شناسایی کنید

بعد از تهیه‌ی پرسونای مورد نظر، سعی کنید سرمایه‌گذاران واجد شرایط را ترغیب کنید. در شبکه‌ی خود جستجو کنید و ببینید آیا شخصی را پیدا می‌کنید که فرد مورد نظر را بشناسد و بتواند شما را به او معرفی کند یا خیر. معمولا رویدادهای تخصصی و خیریه‌ها و شتابدهنده‌ها محل مناسبی برای پیدا کردن سرمایه‌گذاران هستند. بسیاری از سرمایه‌گذاران وقت خود را تنها در شرکت‌های سیلیکون‌ ولی سپری نمی‌کنند و در دیگر شهرهای اصلی یک کشور نیز فعالیت می‌کنند. طبق گزارش سایت PwC حدود ۷۵ درصد سرمایه‌گذاران یک سال اخیر خود را در استارتاپ‌های کالیفرنیا، نیویورک و ماساچوست سپری کرده‌اند.

fund

۵- قیف جذب سرمایه طراحی کنید

قیف فروش را در نظر بگیرید و سرمایه‌گذاران بالقوه را مرحله‌بندی کنید. شناسایی افراد، جدا کردن افراد واجد شرایط، اولین قرار ملاقات، بررسی شرایط معامله، اسناد فرستاده‌شده و پایان معامله از مراحل این قیف هستند. در هر مرحله نیاز سرمایه‌گذاران را در نظر بگیرید و مدارک و محتوای خود را با توجه به آن‌ها تهیه کنید.

۶- سیستم و برنامه‌ریزی مناسب داشته باشید

درست کردن یک سیستم جذب سرمایه‌ی مناسب به شما کمک می‌کند که در وقت و هزینه‌های خود صرفه‌جویی کنید. افراد نامناسب را از لیست سرمایه‌گذاران مناسب کنار بگذارید زیرا پول زیاد، ارزش خطر کردن و برقراری همکاری‌های نامناسب را ندارد. طبق گزارش‌های رسمی، نیمی از کسب‌و‌کارها در پنج سال ابتدایی خود شکست می‌خورند؛ بنابراین انتخاب شریک تجاری مناسب همان چیزی است که می‌تواند موفقیت شما را تضمین کند. پس یک لیست مرتب از سرمایه‌گذاران مناسب تهیه کنید و تمام مراحل کار را یادداشت کنید. زمانی که داده‌های مورد نظر را جمع‌‌آوری کردید، راحت‌تر می‌توانید زمان خود را مدیریت کنید و وارد مراحل بعدی شوید.

مهم‌ترین نکته‌ای که در جذب سرمایه باید به یاد داشته باشید این است که از بعد شنیدن جواب منفی ناامید نشوید. از تمام این اتفاق‌ها استقبال کنید و به چشم فرصت مناسبی برای شبکه‌سازی حتی با افراد غیر علاقه‌مند ببینید. ارتباط خود را با همه‌ی آن‌ها حفظ کنید تا شاید در آینده با فرصت‌های مناسبی برای همکاری روبه‌رو شوید.

جذب سرمایه تنها یکی از راه‌های رشد دادن استارتاپ نیست؛ بلکه یکی از ابزارهای قدرتمند شبکه‌سازی و داشتن مکالمات تأثیرگذار با افراد موفق به شما می‌رود. به یاد داشته باشید که در همان صحبت‌های اولیه حرف پول را به میان نیاورید. این کار فرصت جذب سرمایه را از بین می‌برد. ابتدا روابط مستحکم برقرار کنید و سپس شرایط مالی خود را مطرح کنید. تهیه‌ی سیستم جذب سرمایه به اندازه‌ی تهیه‌ی سیستم فروش اهمیت دارد و باید در دستور کار بنیان‌گذاران قرار بگیرد. این کار نه‌تنها از شدت استرس می‌کاهد بلکه قدرت برنامه‌ریزی شما را تقویت و مسیر رسیدن به موفقیت را هموار می‌کند.

 

 

منبع: زومیت

13 آبان
استارتاپ انرژی در دانشگاه شریف برگزار می شود

استارتاپ انرژی در دانشگاه شریف برگزار می شود

منتشرشده در اخبار

استارتاپی با موضوع انرژی ۸ تا ۱۱ آذرماه در دانشگاه صنعتی شریف برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، انرژی در جهان دلیل اصلی بیش از ۷۰ درصد منازعات است. یافتن راهکارهای تازه در حوزه تولید، توزیع، نگهداری و تجارت انرژی دغدغه اغلب شرکت های بزرگ و دولت هاست . قدرت‌های جهانی دریافته‌اند که کلید استیلا بر جهان در اختیار داشتن هرچه بیشتر منابع انرژی است. یکی از این مناطق غنی از انرژی خلیج فارس است که دو سوم منابع گاز و نفت جهان و امکان بهره برداری از منابع تجدیدپذیر مانند باد، موج و خورشید نیز در این منطقه استراتژیک متمرکز شده است. منطقه خلیج فارس را نظریه پردازان قدیمی به خاطر وجود انرژی در آن «هارتلند»نامیده‌اند و تسلط بر آن را فرمانروایی هر کشوری در جهان می‌دانند.

ایران با قرار گرفتن در قلب این منطقه از حساسیت و جایگاه ویژه ای برای تسلط و بهره برداری از منابع انرژی برخوردار است. نوآوری و ایجاد شرکت های استارتاپی در حوزه انرژی یکی از شاه کلید های اساسی برای توسعه قدرت کشور در مواجهه با تهدیدات است.

با وجود چالش ها و تهدیدات عمیق موجود این بخش، جای کار زیادی برای فعالیت و اصلاح وضعیت موجود در بخش های غیر حاکمیتی وجود دارد. در حوزه های « بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای افزایش بهره وری انرژی»، « بهره گیری از اینترنت اشیا برای کنترل و مدیریت انرژی »، « بهره گیری از فناوری های  نوین تولید،انتقال ،ذخیره سازی و مصرف  انرژی»، « شبکه های هوشمند انرژی»، « بازارهای نوین انرژی و مدل های کسب و کار نوین انرژی»، « انرژی پاک»، «  منابع انرژی همراه برای وسایل نقلیه و انسان» این چالش های همواره وجود دارد.

اینها بخش کوچکی از ۲۴ ابرپروژه طراحی شده در حوزه انرژی است که در وضعیت فعلی قابلیت تبدیل به کسب و کارهای کوچک قابل گسترش را دارند. بر این اساس و با توجه به ظرفیت های موجود کشور شتابدهنده انرژی ققنوس با حمایت قدرتمند  سرمایه گذاران و سیاست گذاران حوزه انرژی کشور بر اساس مدل نوآوری، شتابدهنده، پرش، اقدام به برگزاری اولین دوره چالش نوآوری انرژی  و  کسب و کار های مرتبط با انرژی کرده است.

رشته های مهندسی انرژی، شیمی و مهندسی شیمی، مهندسی مواد، مهندسی برق و مهندسی الکترونیک، نانوتکنولوژی، فیزیک، مهندسی مکانیک، فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت و بازاریابی می توانند در این استارتاپ  شرکت کنند.

زمان  برگزاری رویداد  از ۸ تا ۱۱ آذرماه  ۱۳۹۶  در دانشگاه صنعتی شریف است.

14 شهریور
چگونه با راه اندازی یک استارتاپ پولداری شویم؟

چگونه با راه اندازی یک استارتاپ پولداری شویم؟

منتشرشده در مقالات FMT
یکی از اهداف استارت‌آپ‌ها درآمدزایی است. از سویی دیگر، مهم‌ترین هدف سرمایه‌گذاران روی ایده‌های جدید و شرکت‌ها نوپا پول‌دار شدن و سود بیشتر است. همه استارت‌آپ‌های موفق پول‌دار نمی‌شوند و همه ایده‌های بکر به درآمدزایی نمی‌رسند. اینفوگرافی زیر مسیر پول‌دار شدن از یک استارت‌آپ را به شما نشان می‌دهد.

 

 

 

 

 

منبع: شبکه

12 شهریور
4 ترفند موفقیت در کسب و کار از نظر جیمز کالینز

4 ترفند موفقیت در کسب و کار از نظر جیمز کالینز

منتشرشده در مقالات FMT

تا به حال به این قضیه فکر کرده‌اید که چرا برخی کسب‌و‌کارها با ایده‌های خوب و حتی سرمایه‌گذاری مناسب، بعد از مدت کوتاهی شکست می‌خورند و دیگر اسمی از آنها به میان نمی‌آید، در حالی که برخی کسب‌وکارهای دیگر که در ابتدا خیلی جدی گرفته نمی‌شوند، آرام آرام رشد می‌کنند و به موفقیت‌های قابل توجهی دست پیدا می‌کنند؟

جیم کالینز یکی از محبوبترین نویسنده‌های من است. او نویسنده‌ی کتاب کلاسیک Good to Great (برگردان به فارسی: از خوب به عالی) در زمینه‌ی کسب‌و‌کار است. آقای کالینز خالق ایده‌ها و عبارات بسیاری در حوزه‌ی تجارت بوده و نام بزرگی از خود به جای گذاشته است.

در این مقاله شما را با ۴ گوهر از خردمندی‌اش آشنا خواهیم کرد، اصولی که رعایتشان موجب رونق کسب‌وکارتان خواهد شد.

 

همه‌اش قضیه‌ی مسیرهای ۳۰ کیلومتری است

jim-collins

 

کالینز در کتاب جدیدش Great by Choice (عالی به خاطر انتخاب‌ها) داستانی از دو گروه آدم را تعریف می‌کند که می‌خواهند فاصله‌ی ۴ هزار کیلومتری بین ایالت کالیفرنیا (واقع در غرب آمریکا در کنار اقیانوس آرام) تا ایالت مِین (واقع در شرق آمریکا در کنار اقیانوس اطلس) را با پای پیاده طی کنند. یکی از این گروه‌ها روزی ۳۰ کیلومتر به جلو می‌رود و برایش فرقی ندارد که زمین صاف باشد، صخره‌ای باشد یا تپه‌ای، هوا آفتابی باشد، بارانی باشد یا از شدت سرما ریش و سبیل آدم قندیل ببندد. هر اتفاقی که بیفتد اینها ۳۰ کیلومتر مسیر هر روزشان را می‌روند.

 

گروه دوم اما به مجرد اینکه شرایط زمین و هوا مناسب باشد به جلو می‌روند. آنها موقعی که شرایط خوب نباشد، سرعتشان چند کیلومتر کمتر می‌شود. با وجود اینکه ممکن است به نظرتان برسد، گروه دوم باهوشترند و راه کاربردی‌تری را برگزیده‌اند اما واقعیت این است که گروه اول با اختلاف بسیار زیادی زودتر از گروه دوم خودشان را به ساحل شرقی آمریکا رساندند. علت موفقیت؟ نظم و تداوم. در ذهن گروه اول، قابل قبول نبود که سِیر معمولِ پیاده‌روی شکسته شود. همین سِیر یا روتین بود که در طی روز آنها را مجبور به پیشروی می‌کرد و بهشان این اجازه را می‌داد تا در وقت لزوم استراحت کنند و باطری‌هایشان را برای حرکت در طول روز شارژ کنند.

کسب‌و‌کار هم همین شکلی است – غیرقابل پیش‌بینی و متغیر. در جاهایی از مسیرتان باید از مراتع سرسبز عبور کنید و در جاهایی دیگر باید از یک شیب یخی رد شوید. جاهایی باد در بادبانتان می‌وزد و بدون هیچ زحمتی شما را به جلو می‌راند و در جاهایی هم زمین زیر پایتان می‌لرزد و باعث لغزش شما می‌شود. پس حفظ نظم و تداوم برای پیمودن این مسیرِ نامشخص ضروری است.

 

هر چند که متناقض به نظر می‌رسد، اما در آن واحد هم خلاَق باشید، هم منظم

jim-collins

جیم کالینز، برای نوشتن کتاب Great by Choice، به کمک تیمی از پژوهشگران، تحقیقاتی را بر روی یک سری از شرکت‌های موفق، در بازه‌ی زمانی ۱۵ ساله به انجام رساند. در طی این تحقیقات آنها به نتایج جالبی رسیدند و دریافتند کسانی که عملکرد فوق‌العاده‌ای داشتند، دارای دوگانگی عجیبی بودند: شرکت‌هایی که ۱۰ برابر بهتر از رقیبانشان عمل کرده بودند هم به خلاقیت اهمیت می‌دادند هم به نظم و انضباط.

خلاقیت بدون نظم ممکن است به جایی نرسد. مطمئنا با خلاقیت، ایده‌ها و ابتکارهای جالبی شکل می‌گیرد، اما اگر نظمی در کار نباشد، آن افکار به خوبی پیاده نخواهند شد. خلاقیت و نظم و انضباط را با هم مخلوط کنید تا نه تنها بهترین افکار به ذهنتان برسد، بلکه همان ایده‌ها را به واقعیت تبدیل کنید.

 

رؤیای بلندپروازانه‌ای بسازید و پایه‌‌های آن را محکم کنید

کالینز در کتاب خود از اصطلاح BHAG (مخفف کلمات «هدف بی‌پروای کله‌گنده») به عنوان معادل «رؤیای بلندپروازانه‌» برای شرکت‌ها استفاده می‌کند. هر گونه مکانیزم کاتالیزوری (هر ساختاری که تحقق این هدف را جلو بیندازد) نیز پایه‌های این رؤیای گنده مُنده را تشکیل می‌دهد. همانطور که کالینز عنوان می‌کند، اگر اهداف بی‌پروای کله‌گنده قلعه‌هایی در آسمان باشند، مکانیزم‌های کاتالیزوری هم زیربناهایی هستند که این قلعه‌ها روی آنها سوارند.

مکانیزم کاتالیزوری همان نیروی به‌پیشراننده‌ای است که تیم کاری‌تان را با انگیزه و قابل اعتماد نگه می‌دارد تا بتوانند به BHAG دست پیدا کنند. این مکانیزم اهداف را به عملکردها وصل می‌کند، آرمان‌های قابل لمس را به عمل تبدیل کرده و به کارکنان انگیزه می‌دهد تا با جان و دل کار کنند.

 

آرمان‌ها و اهداف اصلی هستند که اجزای شرکت را به هم می‌چسبانند

این ارزش‌ها و آرمان‌های اصلی شرکت هستند که در حین رشد، تمرکززدایی، تنوع‌پذیری و گسترش جهانی شرکت، آن را به هم می‌چسبانند. آرمان اصلی یک شرکت مثل ستاره‌ی شمالی است که شرکت را از راه دور هدایت می‌کند. قرار نیست لزوما شرکت هرگز به آن دست پیدا کند، زیرا به خاطر ابعاد بزرگ آن قادر به دستیابی نخواهد بود. اما برعکس آن BHAGهای کمّیت‌محوری هستند که اِوِرست‌هایی محسوب می‌شوند که موفقیت شرکت در ۱۰ یا ۳۰ سال آینده در گرو صعود به نوک آنهاست.

با تغییر و بزرگ‌تر شدن شرکت، این آرمان‌ها و اهداف اصلی شرکت هستند که آن‌ را بر روی زمین نگه می‌دارند. همین آرمان‌ها هستند که تعیین می‌کنند چه چیزهایی باید انجام شوند و چه چیزهایی نباید به وقوع بپیوندند، و همین آرمان‌ها هستند که هویت شرکت را می‌سازند.

به قلم زَک کاتلر

 

 

 

چطور

12 شهریور
راه اندازی استارتاپ با ۱۰ توصیه‌ای که کارتان را جلو می‌اندازد

راه اندازی استارتاپ با ۱۰ توصیه‌ای که کارتان را جلو می‌اندازد

منتشرشده در مقالات FMT

استارت آپ

 

فرهنگ استارتاپی مملو از افرادی است که «می‌خواهند» و «تلاش می‌کنند» اما نمی‌توانند کسب‌و‌کار خود را از جایش تکان دهند و در راه‌ اندازی استارتاپ خود ناکام می‌مانند. چرا این اتفاق می‌افتد؟ دلیل اصلی آن این است که بیشتر کارآفرینان نمی‌دانند که چگونه کسب‌و‌کار خود را از نقطه‌ی الف به نقطه‌ی ب ببرند. نقطه‌ی الف ایده‌ی درخشانی است که در ذهن کارآفرین شکل گرفته است و نقطه‌ی ب نیز وضعیتی است که آن کسب‌و‌کار امن، ساختاریافته و پول‌ساز قلمداد می‌شود.

برای پیدا کردن راه‌حل این مشکل به بررسی مهم‌ترین نکات برای راه اندازی استارتاپ پرداخته‌ایم. با این مطلب از چطور همراه باشید تا به اتفاق یکدیگر ۱۰ روشی را که در راه‌ اندازی استارتاپ به شما کمک خواهند کرد، مرور کنیم.

پیش از بیان نکات باید بگوییم که بلاتکلیفی دشوار است. در بین استراتژی‌های موجود، یکی از بهترین روش‌ها برای ساختن استارتاپ‌تان این است که در سریع‌ترین زمان ممکن ایده‌ی خود را از ذهن‌تان به بازار بیاورید و کار را شروع کنید. زیرا «تأخیر» ویرانگر است و «سرعت» ناجی شماست.

10 روش برای راه اندازی سریع استارتاپ:

۱. فقط شروع کنید

براساس تجربه‌ی من، شروع کردن مهم‌تر از درست شروع کردن است. اگر کسب‌و‌کار خود را شروع نکنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. خودداری از راه اندازی استارتاپ چیزی است که یا باید آن را نادیده بگیرید یا با آن مقابله کنید. بنابراین …:

  • اولین خط کد را بنویسید.
  • آدرس سایت استارتاپ خود را ثبت کنید.
  • طرح محصول خود را روی کاغذ بکشید.
  • نمونه‌ی اولیه را طراحی کنید.

هیچ چیزی جز خودتان درمقابل مسیر راه اندازی استارتاپ شما قرار ندارد. فقط اولین کاری که باید انجام شود را انجام دهید.

۲. هر چیزی بفروشید

برخی کارآفرین‌هایی دقیقا می‌دانند می‌خواهند چه چیزی بفروشند؛ برخی دیگر نیز هیچ ایده‌ای در این مورد ندارند. آنها فقط می‌خواهند چیزی بفروشند. پیشنهاد من در این مورد این است که هر چیزی بفروشید.

بسیاری از بزرگ‌ترین کارآفرینان دنیا چیز تازه‌ای نفروختند. آنها فقط چیزهایی را که از قبل وجود داشت، به‌شکلی بهتر یا به‌شیوه‌ای متفاوت فروختند:

  • سم والتون (Sam Walton) صاحب وال-مارت همان چیزی را می‌فروخت که شما می‌توانستید در ارزان‌فروشی‌ها یا خواربارفروشی‌ها پیدا کنید.
  • تد ترنر (Ted Turner) تبلیغات تلویزیونی فروخت.
  • هاوارد شولتز (Howard Schultz) قهوه فروخت.
  • وارن بافت (Warren Buffett) کالاهای دیگران را خرید و فروش می‌کرد.

کارآفرین‌ها همیشه افرادی خلاق و نوآور نیستند. شما حتی می‌توانید کالای فرد دیگری را بفروشید. ریچارد برنسون (Richard Branson)، هواپیمایی ویرجین را در اوج ناامیدی راه‌اندازی کرد. او در حال رفتن به جزیره‌ی ویرجین برای قراری عاشقانه بود، اما پروازش کنسل شد. بنابراین او با وجود نداشتن پول کافی، یک پرواز خصوصی دربست گرفت. در ادامه می‌توانید از زبان خود او بشنوید که پس از آن چه اتفاقی افتاد:

«من یه تخته‌سیاه کوچیک برداشتم و روش نوشتم «هواپیمایی ویرجین. ۲۹ دلار» و به سراغ افرادی رفتم که مسافر پروازی کنسل‌شده بودند. صندلی‌های خالی رو به اونها فروختم، هزینه‌ی هواپیمایی که دربست گرفته بودم رو دادم و همون شب همگی با هم به جزیره‌ی ویرجین رفتیم.»

پیام را دریافت کردید؟ به پیش بروید و چیزی بفروشید؛ هر چیزی که باشد.

۳. از دیگران مشورت بگیرید و بعد از آنها بخواهید تا پیشنهادشان را عملی کنند

وقتی کسب‌و‌کاری را شروع می‌کنید، مطمئنا پاسخ بسیاری از سؤال‌ها را نخواهید دانست. برای مثال شاید نیاز داشته باشید که شرکتی ثبت کنید؛ اما چه شرکتی؟ شرکت سهامی، شرکت تضامنی، شرکت نسبی یا شرکت تعاونی؟

در این مورد می‌توانید برای یافتن پاسخ، از وکیلی شایسته کمک بگیرید. ممکن است وکیل شما شرکت سهامی را پیشنهاد بدهد. اما بعد چه؟ از وکیل خود بخواهید تا این کار را برای شما انجام دهد. به این شکل شما فردی حرفه‌ای را به دست خواهید آورد که پیشنهاد خودش را برای افزایش پول و بهبود کسب‌و‌کار شما پیاده‌سازی می‌کند. برای دستمزد هم نگران نباشید. شما می‌توانید با اختصاص سهام به وی یا درنظر گرفتن روال پرداخت با تأخیر، خدمات او را جبران کنید.

وقتی به مسئله‌ای برمی‌خورید و پاسخ را نمی‌دانید، کسی را که اطلاعات و مهارت کافی در این مورد دارد، پیدا کنید. سپس وقتی او به شما مشورت و پیشنهادی درمورد مسئله‌تان داد، از اون بخواهید تا آن را اجرایی کند. چه آن پیشنهاد درمورد روش‌هایی برای بهبود کسب‌و‌کار باشد، چه مکان تولید یا طراحی لوگو و مسائل مرتبط با حسابداری.

کسب‌و‌کار شما بیشتر از کمک، به دانش و مهارتی نیاز دارد که شما فرصت به دست آوردنش را دارید. از دیگران در کسب‌و‌کار خود استفاده کنید.

۴. نیروهای دورکار استخدام کنید

Hire remote workers

اگر می‌خواهید افرادی با بهترین استعدادها را با حقوق مقرون‌به‌صرفه پیدا کنید، ممکن است پشت در دفترتان از آنها اثری نیابید. برای همین شاید بهتر باشد جهت دریافت بهترین کار، استخدام نیروهای دورکار را نیز درنظر داشته باشید.

۵. نیروهای پروژه‌ای استخدام کنید

تبدیل شدن به یک کارفرما با استخدام کردن افراد دیگر، مشکلات زیادی را به همراه دارد. درواقع چنین کاری ممکن است به مانعی برای کاهش روند راه اندازی استارتاپ شما تبدیل شود. علاوه‌بر این، تعداد کمی از مردم مایل هستند که با استخدام شدن در یک استارتاپ تازه‌کار خود را در دریایی از مشکلات مربوط به آن استارتاپ غرق کنند.

به جای استخدام کردن کارمند برای استارتاپ خود، از نیروهای پروژه‌ای استفاده کنید. تنها موضوع مهم این است که باید راهی برای پیدا کردن گزینه‌ی شایسته و مناسب برای انجام خدمات موردنظر خود پیدا کنید. اجازه ندهید که در روال انجام کارها تشریفات خاصی رخ بدهد.

۶. یک هم‌بنیانگذار پیدا کنید

راه‌ اندازی کسب‌و‌کار علاوه‌بر کار سخت و اشتیاق، به الهام‌بخشی و مهارت‌های یک بنیانگذار دیگر هن نیاز دارد. صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه نیز بیشتر تمایل دارند تا روی استارتاپی سرمایه‌گذاری کنند که به جای یک بنیانگذار، گروهی از بنیانگذاران دارد. حتی داشتن سه هم‌بنیانگذار با توجه به اینکه روال تصمیم‌گیری بهتر و واضح‌تری ایجاد می‌کند، اصلا زیاد نیست.

هم‌بنیانگذاران می‌توانند مهارت‌هایی را که در استارتاپ خود کم دارید، برای شما فراهم کنند و شما را بیشتر از چیزی که انتظار داشتید به پیش ببرند.

۷. با کسی کار کنید که شما را به سمت بی‌نهایت سوق می‌دهد

یکی از دلایلی که استیو جابز توانست شرکت اپل را درجهت تبدیل شدن به یکی از نوآورترین شرکت‌ها و ارزشمندترین برندهای جهان رشد دهد این بود که او دیگران را برای پیش رفتن تحت فشار قرار می‌داد. او رویکرد مدیریتی خود را اینگونه توضیح می‌داد:

«کار من این است که به دیگران آسان نگیرم. کار من این است که از آنها فرد بهتری بسازم. کار من این است که چیزهایی را از بخش‌های مختلف شرکت درکنار یکدیگر قرار دهم، مسیر را مشخص کنم و منابع را برای پروژه‌های کلیدی تأمین کنم. من برای هدایت کردن افراد بزرگی که در اختیار داریم و ترغیب آنها به بهتر شدن، از روش‌های سخت‌گیرانه‌ای استفاده می‌کنم.»

بله، ممکن است جابز خشن و نامهربان به نظر بیاید، اما او توانسته است تا در افراد چنان سطحی از کارایی را ایجاد کند که خودشان هم فکر نمی‌کردند در بهترین حالت بتوانند آن کارها را انجام دهند. شما می‌توانید همین ویژگی‌ها را در یک هم‌بنیانگذار، همکار، دوست، مربی یا یک کارمند نیز پیدا کنید. مهمتر از همه، شما می‌توانید همین کار را برای اعضای تیم خود انجام دهید و آنها را به سمت پیشرفت هدایت کنید. همان‌طور که جابز گفته است: «با انتظار انجام کارهای بزرگ از آنها، آنها را به سمت انجام کارهای بزرگ رهنمون خواهید کرد.»

۸. روی پول تمرکز نکنید

لزوما نگران این نباشید که درآمد از کجا می‌آید. یک محصول یا سرویس خوب همیشه راهی برای ایجاد ثروت پیدا می‌کند. تمرکز کوته‌بینانه بر پول می‌تواند کسب‌و‌کار شما را به سمت خاموشی ببرد. چه این تمرکز روی سرمایه‌گذاری باشد و چه منابع مالی، وام و مدل قیمت‌گذاری ایدئال. دست نگه دارید و ابتدا اجازه بدهید تا همه چیز در استارتاپ شما تکامل یابد. رشد، همان سرمایه‌گذاری نیست. رشد یعنی پیشرفت سریع، به‌سختی تلاش کردن، فروختن، و انجام کارها بدون تقاضای پول.

۹. برای بازاریابی، پول و زمان هزینه کنید

برای بازاریابی، پول و زمان هزینه کنید

بازاریابی یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانید برای کسب‌و‌کار خود انجام دهید. وقتی برای محصول یا خدمت خود بازاریابی می‌کنید، آن را درمقابل دیدگان کسانی قرار خواهید داد که آن را می‌خرند. بازاریابی به معنای هدر دادن وقت نیست. بازاریابی یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌های اولیه‌ای است که می‌توانید در کسب‌و‌کار خود انجام دهید.

۱۰. با مشتری‌های بالقوه‌ی خود صحبت کنید

یک استارتاپ صرفا با بودن در ذهن کارآفرین، موجودیت پیدا نمی‌کند. یک استارتاپ با دیدگاه و نقطه‌نظر مشتری‌ها و به‌خصوص مشتری‌های بالقوه موجودیت پیدا می‌کند.

اگر افرادی وجود دارند که محصول شما را می‌خرند یا استفاده می‌کنند، شما باید تمام چیزهایی را که می‌توانید درمورد آنها، از آنها و برای آنها بیاموزید. محصول یا خدمت شما می‌تواند براساس پذیرش آنها بمیرد یا زنده بماند.

هرچه سریع‌تر درمورد مشتریان خود بیاموزید، زودتر می‌توانید خدمات خود را برای آنها بهبود ببخشید.

نتیجه‌گیری

سریع شروع کردن به معنای سنجش اجباری استارتاپ شما نیست. سنجش استارتاپ چیزی است که با صرف دقت و وسواس زیاد در شرایطی متعادل و حساب‌شده ایجاد می‌شود.

سریع شروع کردن به معنای استفاده از تمامی منابع ممکن برای تمرکز بر تنها یک چیز است: شروع کردن. شروع کردن موضوع اصلی است. بعد از اینکه کسب‌و‌کار شما سر پا شد و شروع به کار کرد، هر چیزی ممکن است.

راه اندازی استارتاپ یک مسابقه است. هرچه سریع‌تر شروع کنید، بیشتر احتمالا دارد که برنده شوید.

 

 

چطور

 

 

 

 

 

منبع: entrepreneur

تهران ، خ کارگر شمالی ، کوچه اشراقی ، خیابان هئیت ، ساختمان گرد آفرید، پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس تهران، پ 15 شماره تماس : 02166582371

درباره ما

امروزه بهره گیری از فناوری اطلاعات در امر یادگیری و یاد دهی یکی از ضرورت های انکارناپذیر است. کاربست فناوری در یادگیری و یاددهی در سطوح مختلف صورت می پذیرد. در آینده کسانی موفق خواهند بود که یاد بگیرند، چگونه یاد بگیرند. روند رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات به عبارت دقیق تر فناوری های دانش کاربست آنها در فضاهای یادگیری را اجتناب ناپذیر نموده است. ادامه ..

آمار بازدید

امروز302
دیروز313
این هفته2983
این ماه6074
مجموع127645

3
آنلاین
شنبه, 31 فروردين 1398 22:49
توسعه یافته توسط مارال وب