مدل های پیاده سازی مدیریت دانش

13 آبان
مدل های پیاده سازی مدیریت دانش

 

از آن جا كه تاكنون مدل مديريت دانشي كه مورد توافق همگان باشد موجود نيست، بنابراين لازم است تا ضمن آشنايي با مدل هاي ارائه شده در اين زمينه، برحسب مورد و متناسب با موضوع مورد نظر، از آن‏ها بهره جست. در اين فصل براي دستيابي به هدف فوق، نخست، دسته بندي هاي ارايه شده در رابطه با مدل هاي پياده سازي مديريت دانش، معرفي مي‏شود؛ سپس، چندين مدل، با تمركز بر دو مدل نسبتا كامل كه از دو ديد مختلف، مديريت دانش را مورد بررسي قرار مي دهند و كاربرد بيشتري دارند، مطالب اين فصل ادامه مي يابد. در بخش پاياني اين فصل، مدل‏هاي معماري مديريت دانش مورد بررسي قرار مي گيرند.

 

تاكنون بسياري از نويسندگان مدل‏هايي را در زمينه فرآيند پياده‏سازي مديريت دانش ارايه داده‏اند كه بيشتر آن ها از نظر محتوايي تقريبا مشابه يكديگرند اما داراي مراحل متفاوتی هستند.

 

مدل هيسيگ

مدل هيسيگ  (2000)از چهار فرآيند زير تشكيل شده است:

1.1.1.     ایجاد دانش: اين امر به توانايي يادگيري و ايجاد ارتباط بر‏مي‏گردد. در اين قابليت، ايجاد ارتباط بين ايده‏ها و ساختن ارتباط هاي متقاطع با ديگر موضوعات، از اهميت كليدي برخوردار است.

1.1.2.     ذخيره دانش: به عنوان دومين عنصر مورد نياز مديريت دانش است كه از طريق آن، قابليت ذخيره سازمان يافته‏اي كه امكان جستجوي سريع اطلاعات، دسترسي به اطلاعات براي ديگر كاركنان و تسهيم موثر دانش فراهم مي شود، به وجود مي آيد. در اين سیستم بايد، دانش هاي لازم به آساني براي استفاده همگان ذخيره شود.

1.1.3.     نشر دانش: اين فرآيند به توسعه يك همكاري جمعي كه در آن افراد به عنوان همكاران در جهت دنبال كردن اهداف مشترك، احساس پيوستگي به هم داشته و در فعاليت هايشان به يكديگر وابسته‏اند،كمك مي كند.

1.1.4.     بكار بردن دانش: چهارمين فرآيند، از اين ايده آغاز مي شود كه ايجاد دانش، بيشتر توسط كاربرد عيني دانش جديد ميسر است، اين عنصر، دايره فرايند مركزي مديريت دانش را تكميل مي كند.

 

 مدل مك الروي

وي با همكاري ديگر اعضاي كنسرسيوم بين المللي مديريت دانش (2002)براي مديريت دانش، چهار چوب فكري با نام دوره عمر دانش تعريف كرده كه در آن، علاوه بر نظريه نوناكا و تاكوچی(1995) بر نكته مهم ديگري نيز تاكيد شده است: «دانش تنها پس از اينكه توليد شد، وجود دارد و بعد از آن مي توان آن را مهار، كدگذاري يا تسهيم نمود».

بنابراين «مك الروي» فرايند ايجاد دانش را به دو فرايند يعني توليد دانش و پيوسته كردن دانش تقسيم مي كند:

1.2.1.     توليد دانش: فرايند خلق دانش سازماني جديد است كه به وسيله يادگيري گروهي، كسب دانش و اطلاعات و ارزيابي دانش انجام مي‏گيرد. اين فرايند مترادف يادگيري سازماني است.

1.2.2.     پيوسته كردن دانش: از طريق برخي فعاليت ها كه اشاعه و تسهيم دانش را تجويز مي كنند، انجام مي‏گيرد. اين عمل فعاليت هايي از قبيل اشاعه دانش از طريق برنامه وغيره، جستجو، تدريس، تسهيم و ديگر فعاليت هاي اجتماعي كه موجب برقراري ارتباط مي گردد را شامل مي شود.

 

 مدل بك من

بك من (1999)هشت مرحله زير را براي فرآيند مديريت دانش پيشنهاد داده است:

1.3.1.     شناسايي: تعيين صلاحيت هاي دروني، منبع استراتژيك، قلمرو دانش.

1.3.2.     تسخير: رسمي كردن دانش موجود.

1.3.3.     انتخاب: تعيين ارتباط دانش، ارزش و دقت دانش، رفع دانش‏هاي ناسازگار.

1.3.4.     ذخيره: معرفي حافظه يكي شده در مخزن دانش با انواع الگوهاي دانش.

1.3.5.     پخش: توزيع دانش براي استفاده كنندگان به طور خودكار بر پايه علاقه و كار و تشريك مساعي دانش در ميان گروه ها.

1.3.6.     بكار بردن: بازيافتن و استفاده از دانش در تصميم گيري ها، حل مسائل، خودكار كردن و پشتيباني كار و مددكاري شغل و آموزش.

1.3.7.     ايجاد: توليد دانش جديد در حين تحقيقات، تجربه كردن كار و فكر خلاق.

1.3.8.     تجارت:  فروش و معامله، توسعه و عرضه كردن دانش جديد به بازار در قالب محصولات و خدمات.

 

 مدل سون

اين مدل بر مبناي هفت واژه كه حرف اول آن ها  C است بنا شده است و از اين رو، مدل 7C لقب گرفته است. اجزاي اين مدل به همراه شرح هر يك در شكل زیر نشان داده شده است: 

 

 

 

مدل نانوکا و تاکوچی

 

محققان ژاپني مديريت، نوناكا و تاكوچي تاثير بسياري بر مباني مديريت دانش داشته اند. مفهوم دانش پنهان و دانش آشكار توسط نوناكا  براي طرح ريزي نظريه يادگيري سازماني معرفي شده است. در اين تقسيم بندي، با توجه به همگرايي بين شكل هاي پنهان و آشكار دانش، آنان مدلي را پايه‏گذاري كرده‏اند كه به نام خودشان معروف شده است.

 

اين مدل بر خلاف مدل هاي پيشين، تمركز خود را بر دو نوع دانش آشكار و نهان مبذول داشته، به نحوه تبديل آنها به يكديگر و نيز چگونگي ايجاد آن در تمامي سطوح فردي، گروهي و سازماني توجه دارد. در اين مدل پويا، نحوه استفاده و تبديل اين دو دانش و چگونگي مديريت دانش در اين زمينه، به صورت حركت مارپيچي(حلزوني) مطابق شكل زیر فرآیندی مستمر فرض شده است.

 

 

 

همچنين در تفكر مذكور، فرض بر اين است كه تنها افراد، به وجود آورنده دانش هستند. بنابراين، فرآيند توليد دانش سازماني، مي بايست به عنوان فرآيندي مستمر باشد كه در آن، دانش ايجاد شده توسط افراد، به طور سازماندهي شده‏اي، تقويت و هدايت شود.

 

بر پايه مدل مدل نوناكا و تاكوچي مراحل زير براي انتقال (تبديل) اين دو نوع دانش، در سطوح گوناگون سازمان انجام مي‏شود:

 

1.1.1.     اجتماعي نمودن(پنهان به پنهان): انتقال دانش نامشهود يك فرد به فرد ديگر، براي انجام موثر اين فرآيند بايد ميان افراد، فرهنگ مشترك و توانايي كار گروهي ايجاد شود. كه با استفاده از نظريه هاي اجتماعي و همكاري ميسر مي شود. نشست گروهي كه تجربيات را توضيح داده، درباره آن بحث مي‏كند، فعاليتي است، كه در آن اشتراك دانش پنهان مي تواند رخ دهد.

1.1.2.     بيروني سازي (نهان به آشكار): تبديل دانش نامشهود به دانش مشهود. در اين حالت فرد مي تواند دانش خود را در قالب مطالب منظم، سمينار،كارگاه آموزشي به ديگران ارايه دهد گفتگوهاي ميان يك گروه، در پاسخ به پرسش ها يا برداشت از رخدادها، از جمله فعاليت هاي معمولي هستند كه اين نوع از تبديل در آنها رخ مي‏دهد.

1.1.3.     پيوند برقرار كردن(آشكار به آشكار): در اين مرحله، حركت، از دانش آشكار فردي، به سمت دانش آشكار گروهي و ذخيره سازي آن صورت مي پذيرد و با توجه به استفاده از دانش موجود، امكان حل مسائل از طريق گروه فراهم شده، به دنبال آن دانش، توسعه مي يابد.

1.1.4.     دروني سازي(آشكار به نهان): در اين مرحله، دانش آشكار به دست آمده در سازمان، نهادينه مي شود. همچنين گذراندن اين مرحله براي افراد، آفرينش دانش ضمني جديد شخصي را نيز در پي دارد (كسب دانش پنهان جديد از دانش آشكار موجود)

 

گذراندن مراحل چهارگانه بالا، بايد به صورت پياپي و حركت حلزوني شكل، ادامه يابد، تا به اين وسيله، هر مرحله‏اي، كامل كننده مرحله پيش از خود باشد و ضمن نهادينه شدن دانش در سازمان، باعث توليد و خلق دانش هاي جديد نيز شود.

 لازم به یادآوری است که باید هر یک از دو نوع دانش یاد شده در سازمان، مدیریت شود و نیز نحوه تعامل، استفاده و تبدیل هر یک به دیگری، مورد شناسایی و استفاده قرار گیرد. این دو نوع دانش، هر کدام می تواند، منشاء ایجاد دیگری باشد و در سطوح فردی، گروهی و سازمانی تسری و گسترش یابد. در شکل زیر، نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه فوق نمایش داده شده است. 

 

 

نكته مهم ديگر آن است،كه هنگامي كه افراد در اين فرآيندها شركت مي كنند، آموزش سازماني نيز رخ مي دهد، زيرا در اين مشاركت، دانش افراد با ديگران، به اشتراك گذارده مي شود، توضيح داده مي شود، براي ديگران قابل دسترسي مي شود و همچنين خلق و توليد دانش جديد از طريق اين فرآيندها رخ مي دهد.

 

در جدول شماره زیر، مثال هايي در رابطه با فرآيندهاي تبديل شكل هاي گوناگون دانش به يكديگر آورده شده است.

 

 

استفاده از فناوری در چارچوب مدل نانوکا و تاکوچی

در اين بخش، به طرح موضوعاتي مرتبط با فناوري در زمينه دانش هاي ضمني و آشكار در چهارچوب مدل مذكور پرداخته مي شود. جدول شماره زیر مثال هايي از فناوري هايي است كه مي تواند، انتقال و تبديل دانش را تقويت يا پشتيباني كند.

 

 

مدل پایه های ساختمان دانش

اين مدل توسط «پروبست، روب و رمهاردت» (2002) به نام «مدل پايه هاي سنگ بناي ساختمان مديريت دانش» نام‏گذاري شده است. همان گونه كه پيشتر گفته شد، با توجه به جنبه كاربردي‏تر اين مدل، آن را به عنوان مدل نسبتا كاملي كه نكات مثبت همه مدل ها را تقريبا در بر مي‏گيرد مورد توجه بيشتر قرار خواهيم داد.

 

 

 

طراحان مدل ياد شده، مديريت دانش را به صورت سيكل پویایی مي بينند كه در چرخش دايم است. مراحل اين مدل، شامل هشت جزء، متشكل از دو سيكل؛ دروني و بيروني است.

1.1.1.     سيكل دروني: به وسيله بلوك‏هاي: كشف شناسايي، كسب، توسعه، تسهيم، كاربرد بهره برداري و نگهداري از دانش ساخته مي شود.

1.1.2.     سيكل بيروني: شامل بلوك‏هاي اهداف دانش و ارزيابي آن است كه سيكل مديريت دانش را مشخص مي نمايد.

           كامل كننده اين دو سيكل بازخور است.

 

 

نحوه عملكرد پايه هاي اين مدل به شرح زير است:

1.1.3.     تعيين هدف هاي دانش: هدف هاي مديريت دانش، بايد از هدف هاي اصلي سازمان نشات گرفته و در دو سطح استراتژيك و عملياتي مشخص شوند.

  1. سطح استراتژيك: تبديل و نگهداري سازمان بر مبناي مديريت دانش و همچنين ايجاد فرهنگ و سياست هاي لازم در اين زمينه انجام مي شود.
  2. سطح عملياتي؛ كه در اين سطح، با توجه به هدف ها بايد نحوه شناسايي، استفاده، توزيع، كاربرد و نگهداري دانش، مشخص و برنامه هاي لازم براي دستيابي به آن‏ها درزمان معين، طراحي شود و به مرحله اجرا درآيد.

1.1.4.     شناسايي دانش: با طرح اين پرسش كه «آيا مي دانيم كه چه مي دانيم؟» بايد انجام اين وظيفه مديريت دانش؛ يعني مرحله كشف دانش را آغاز كرد.

1.1.5.     بسياري از سازمان ها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصميم گيري ها و هدف گذاري هايشان دچار مشكل مي شوند، البته ناگفته نماند كه شناسايي منابع دانش درون و بيرون سازمان، به همراه هم انجام مي شود.

1.1.6.     كسب دانش: در اين مرحله، دانش ها بايد از بازار داخلي و خارجي نظير دانش هاي مربوط به مشتريان، توليد، همكاران، رقبا و... از منابع شناسايي شده در مرحله كشف، كسب گردد و نيز مشخص نمودن آن كه چه قابليت هايي را مي توان از خارج خريداري یا تهيه كرد و مورد استفاده قرار داد، مورد توجه قرار مي‏گيرد.

1.1.7.      توسعه دانش: با توجه به پايه هاي موجود، بايد دانش سازمان را گسترش داد، البته اين امر، شامل توسعه قابليت، محصول، ايده هاي جديد، فرآيندها و... مسائلي از اين دست مي شود.

1.1.8.      تسهيم دانش: مسائلي همچون چگونگي به اشتراك گذاري دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نياز و چگونگي انتقال دانش، به گونه اي كه در سازمان قابل دسترسي و استفاده باشد و نيز چگونگي انتقال دانش از سطح فردي به سطح دانش گروهي و سرانجام سطح دانش سازماني، از جمله مواردي است كه در دستور كار اين بخش از مديريت دانش قرار مي گيرد.

1.1.9.      استفاده از دانش: اطمينان به استفاده مفيد از دانش در سازمان، مربوط به اين قسمت است. در اين بخش، موانعي بر سر راه استفاده مفيد از دانش جديد است كه بايد شناسايي و رفع شوند تا از آن بتوان، به طور عملي در ارايه خدمات و محصولات دانش استفاده كرد.

1.1.10. نگهداري دانش: ذخيره، نگهداري و روزآمد كردن دانش به اين بخش مربوط مي شود. اين روش، از نابودي دانش جلوگيري كرده به آن اجازه اين كه مورد استفاده قرار گيرد را مي دهد كه البته در اين راستا بايد ساز و كارهاي مناسبي براي به روز كردن سيستم ايجاد شود.

1.1.11. ارزيابي دانش: نحوه رسيدن به هدف هاي معين و استفاده از نتايج آن به عنوان بازخور، براي تعيين يا اصلاح هدف، به اين بخش مربوط است. با نگاه به نتايج بعضا كيفي اين فرآيند، ضروري است، آن‏ها را با توجه به نتايج كمي و هزينه هاي انجام شده در اين زمينه، مورد ارزيابي قرار داد.

 

 

 

 

آخرین ویرایش در شنبه, 13 آبان 1396 ساعت 06:55

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

تهران ، خ کارگر شمالی ، کوچه اشراقی ، خیابان هئیت ، ساختمان گرد آفرید، پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس تهران، پ 15 شماره تماس : 02166582371

درباره ما

امروزه بهره گیری از فناوری اطلاعات در امر یادگیری و یاد دهی یکی از ضرورت های انکارناپذیر است. کاربست فناوری در یادگیری و یاددهی در سطوح مختلف صورت می پذیرد. در آینده کسانی موفق خواهند بود که یاد بگیرند، چگونه یاد بگیرند. روند رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات به عبارت دقیق تر فناوری های دانش کاربست آنها در فضاهای یادگیری را اجتناب ناپذیر نموده است. ادامه ..

آمار بازدید

امروز79
دیروز191
این هفته1595
این ماه3696
مجموع109726

3
آنلاین
یکشنبه, 30 دی 1397 10:59
توسعه یافته توسط مارال وب