سه گام مهم تفکر استراتژیک برای مدیران

11 شهریور
سه گام مهم تفکر استراتژیک برای مدیران

به سوی تفکر استراتژیک در مدیران

براي يك مدير، هيچ ادراكي مهم‌تر از فهم كارش نيست. اين بصيرت تنها به درك عوامل مؤثر و روابط بين آنها محدود نمي‌شود، بلكه كشف شهودي زواياي نـاشناخته اين فضا و خلق ايده‌هايي براي بهره‌برداري از آنها، تجلي ارزش‌آفريني از اين بصيرت است. تفكر استراتژيك، رويكردي است كه زمينه شكل‌گیري و تـوسعه اين بصيرت را فراهم مي‌سازد. تفكر استراتژيك، مديران را بـه سوي يادگيري سريع از محيط كسب‌و‌كار و بـه كارگيري خالقيت براي خلق ارزش‌هاي جديد فرا مي‌خواند. اين شيوه تفكر، چشم اندازهايي متمايز از رقبا را به همراه دارد. چشم اندازهايي كه مي‌تواند استراتژي‌هاي نوآورانه و مزيت بخشي را سبب شود .

براي تفكر استراتژيك، الگوهاي متعددي ارايه شده است. الگوي پيتر ويليامسون، الگوی جین لیدکا و الگوی گری هامل از شناخته شده‌ترین اين الگوها هستند. هر يك از اين الگوها، داراي ويژگي‌هاي خاص خود بوده و از منظر خاصي به اين رويكرد نگريسته‌اند، هر چند وجوه مشترك آنها نيز قابل توجه است.

تأكيد الگوي ويليامسون بر توانمندسازي سازمان از طريق توسعه قابليت‌ها و شناخت بازار است.گري هامل ايجاد شور و شوق تازه در سازمان را براي خلق ديدگاه‌هاي جديد استراتژيك توصيه مي‌كند و ليدكا تمركز انرژي سازمان بر اهداف را امري حياتي مي‌داند .

علي رغم اين تفاوت‌ها، همه الگوهاي مذكور بر يادگيري به عنوان اساس درك رفتار بازار و بكارگيري آن در جهت‌گيري استراتژيك سازمان تأكيد داشته‌اند. در اين جا يك الگو كه زمينه‌هاي بروز تفكر استراتژيك و استراتژي‌هاي خالقانه را فراهم مي‌سازد،ارايه مي‌گردد. اين الگو در قالب سه گام اساسي طراحي شده است:

گام اول :

بيش از اطلاع‌گیری ،به دنبال يادگيري از محيط كسب و كار باشيد. بسياري از ابعاد شناخت كسب و كار ،تنها بـا تجربه واقعي در محيط بازار قابل فهم است. تشخيص رفتار مشتري و اينكه چگونه مي‌توان براي او ارزش آفريد، چه عواملي در خلق ارزش براي مشتري مؤثر است و چه عواملي مؤثر نيست و چرا، كدام علایم در بازار واقعي است و بايد به آنها توجه كرد و كدام علایم گمراه كننده است و نبايد به آنها عكس‌العمل نشان داد، برخي از اين موارد مي‌باشند. بستر يادگيري اين مفاهيم اساسي، محيط كسب و كار است.

آنچه يك استراتژي را اثربخش مي‌كند، روش و متدولوژي به كار گرفته شده نيست بلكه اين بصيرت نسبت به عوامل كسب و كار است كه مي‌تواند يك استراتژي را قوي و ارزش‌آفرين سازد. بصيرت نسبت به بازار، مبناي فهم عميق قواعد بازي و چگونگي به كارگيري آنها است .

گام دوم:

بيش از پاسخگويي به نيازهاي كشف شده، به دنبال كشف نيازهاي پاسخ داده نشده در بازار باشيد. خلق ارزش براي مشتري با پاسخ به نيازهاي آشكار و پنهان او صورت مي‌گيرد. »نيازهاي پنهان«، گنج پرارزش يك استراتژيست و بستر پيدايش مزيت‌هاي رقابتي است . كشف نيازهاي نهفته، يكي از اصلي‌ترين پيشرانه‌هاي تحوالت عميق تكنولوژيك، تجاري و مديريتي است. بسياري از شركت‌ها يا نـام‌هاي تجاري معتبر و موفق بر اين اساس متولد شده و تا انتها نيز اين نشان را برخود داشته‌اند. كشف نيازهاي بي‌پاسخ بازار، فرصت كسب‌وكار مي‌آفريند و هر قدر اين نياز، اساسي‌تر باشد فرصت حاصله ارزشمندتر خواهد بود.

گام سوم :

براي رسيدن به هدف بيش از سرعت، به فكر راه‌هاي ميانبر باشيد. همانگونه كه براي رسيدن به يك مقصد راه‌هاي متفاوتي وجود دارد، پاسخ به نياز مشتري نيز به روش‌هاي مختلفي امكان‌پذير است.خلق راه‌كارهاي بديع مستلزم شيوه تفكر واگرا است. بايد براي يك مسئله به دنبال راه‌حل‌هاي متفاوت بود. راه‌حل‌هايي كه ناممكن‌ها را امكان‌پذير سازد.

در سال 1969 شركت اينتل که سابقه خوبی در تولید حافظه هاي الكترونيكي داشت، در مقابل يك فرصت مهم كسب و كار قرار گرفت. شركت ژاپني بيزي كوم آماده بود تا طراحي و ساخت 8 مدار يكپارچه ماشين حساب‌هاي خود را به اينتل واگذار كند، مشروط بر اينكه اين كار در عرض 8 ماه به انجام برسد. با روش‌هاي معمول، انجام اين كار در مدت هشت ماه (هر چند براي سرعت بخشيدن به آن تالش مي شد) غيرممكن بود، اما راهكار خالقانه سرمهندس جوان تدهاف پاسخ به اين نياز را امكان پذير كرد. وي پيشنهاد كرد كه به جاي 8 مدار يكپارچه تنها يك مدار يكپارچه با قابليت برنامه ريزي طراحي شود و كاركرد هر يك از 8 مدار مورد نظر با تغيير در برنامه (نرم افزار)ايجاد گردد. بدين ترتيب 9 ماه بعد با عرضه اولين ريز پردازنده، عصر جديدي در تكنولوژي نيمه هادي و كسب‌وكار اينتل آغاز شد و يك بازار گسترده چند ميليارد دلاري براي سه دهه در تسلط كامل او قرار گرفت .

راه‌هاي ميان بر بـه سوي نيازهـاي بازار، كليد طلایي دستيابي بـه منافع نهفته در فرصت‌ها است. در بعضي از مواقع ممكن است يك راهكار، سبب تغيير پارادايم و بازآفريني تمامي صنعت و كسب‌وكار شود. ارايه تكنولوژي ساعت‌هاي الكترونيكي به جاي ساعت‌هاي مكانيكي، سيستم توليد انبوه و تجارت الكترونيك، مثال‌هاي روشني از اين موضوع هستند . يادگيري از محيط، كشف نيازهاي بي پاسخ بازار و خلق راه‌كارهاي بديع و ارزش آفرين براي پاسخ به آنها، سه گـام اصلي براي موفقيت در محيط كسب و كار امروز است. مديران براي دستيابي به اين موفقيت مي بايستي اين گام ها را در رفتار و تصميم گيري خود نهادينه، و ساز و كارهاي لازم را در سازمان ايجاد كنند.

 

 

مبنع:

علی سفیدی."به سوی تفکر استراتژیک در مدیران".مدارس کارآمد. شماره چهارم. سال تحصیلی 86-87

تهران ، خ کارگر شمالی ، کوچه اشراقی ، خیابان هئیت ، ساختمان گرد آفرید، پارک علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس تهران، پ 15 شماره تماس : 02166582371

درباره ما

امروزه بهره گیری از فناوری اطلاعات در امر یادگیری و یاد دهی یکی از ضرورت های انکارناپذیر است. کاربست فناوری در یادگیری و یاددهی در سطوح مختلف صورت می پذیرد. در آینده کسانی موفق خواهند بود که یاد بگیرند، چگونه یاد بگیرند. روند رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات به عبارت دقیق تر فناوری های دانش کاربست آنها در فضاهای یادگیری را اجتناب ناپذیر نموده است. ادامه ..

آمار بازدید

امروز103
دیروز156
این هفته828
این ماه3483
مجموع119799

2
آنلاین
چهارشنبه, 29 اسفند 1397 19:17
توسعه یافته توسط مارال وب